تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
محقق نشده است تا ما بخواهيم آن را مجزى دانسته يا تبديل آن به امتثال ديگر را جايز بدانيم . كسى هم كه مىگويد : « نماز با تيمّم ، مجزى از نماز با وضو نيست » ، اگر علت اين مسئله را از او سؤال كنيم ، نمىگويد : « چون نماز با تيمّم باطل است » بلكه او صحّت و مطابقت آن با شرايط را قبول دارد ولى درعين‌حال آن را كافى از نماز با وضو نمىداند . پس موضوع بحث ما آن « نماز با تيمّم » است كه به‌صورت صحيح واقع شده و همهء شرايط را دارا بوده و بعداً هم كشف خلافى در مورد آن نشده است ، اينجا مىخواهيم ببينيم آيا چنين نمازى مجزى از نماز با وضو هست يا نه ؟ اين مطلب ما را به جهتى راهنمايى مىكند و آن اين است كه از يك طرف شما بحث را روى اعاده - به اين معنا كه عملى مجدداً در وقت اتيان شود - قرار داده‌ايد . و از طرف ديگر مىگوييد : « موضوع مسألهء اجزاء عبارت از آن « نماز با تيمّم » ى است كه در صحّت آن ترديدى نباشد و با وجدان ماء هم كشف بطلان آن صلاة را نكرده باشيم » . اگر اين دو مطلب را كنار هم بگذاريم لازمه‌اش اين است كه بگوييم : « آن فقدان ماء كه در مسألهء انتقال به تيمّم مطرح بوده و مسوّغ تيمّم است ، نبايد مستوعب تمام وقت باشد و الّا اگر مستوعب تمام وقت باشد ، ديگر شما چطور مىتوانيد از يك طرف مشروعيت صلاة با تيمّم را درست كنيد و از طرف ديگر ، بحث را در ارتباط با اعاده قرار دهيد ؟ چون اعاده در زمانى است كه واجد الماء مىشود و بعد از آنكه واجد الماء شد ، اگر شرط انتقال به تيمّم ، عذر مستوعب تمام وقت باشد ، پس شما با وجدان ماء در يك ساعت قبل از غروب مىفهميد كه داراى چنين عذرى نبوده‌ايد ، در نتيجه نماز با تيمّم شما باطل بوده است و حتى اگر شما احتمال استيعاب عذر را مىداديد و استصحاب هم به شما كمك مىكرد كه عدم وجدان ماء تا آخر وقت باقى است ، امّا اين استصحاب تا زمانى است كه كشف خلاف نشود و بعد از كشف خلاف ، معلوم مىگردد كه اين استصحاب هم درست نبوده است » . پس ما بايد بگوييم : « همين مقدار كه انسان در اوّل وقت مىبيند كه فاقد الماء است ، مسوّغ براى انتقال