نماز را بهصورت فرادى خوانده باشد و سپس جماعتى در آن مورد تشكيل شود يا اين كه مثلًا در وسط نماز ظهرِ فرادى بود و جماعتى به عنوان ظهر تشكيل شد كه در اين صورت پس از اتمام نماز ظهر فرادى به جماعت ملحق شود و با جماعت اعاده كند .
مرحوم آخوند مىفرمايد : اين يك مصداق روشن براى تبديل امتثال به امتثال ديگر است خصوصاً با توجه به تعبيراتى كه در بعضى از روايات شده كه « يختار اللَّه أحَبَّهُما إليه » . « 1 » مورد دوّم : در فقه گفتهاند : اگر موجب نماز آيات از چيزهايى است كه ادامه دارد و زود از بين نمىرود - مثل خسوف و كسوف ، به خلاف زلزله - انسان خوب است اكتفا به يك نماز آيات نكند بلكه اوّلين نماز آيات را كه به عنوان وجوب انجام داد ، مستحب است تا وقتى كه موجب باقى است نماز آيات را تكرار كند . بررسى دو موردى كه در فقه وارد شده است : قبل از بررسى اين دو مورد لازم است مطلبى را - كه بهصورت يك ضابطهء كلّى است و هم در اينجا و هم در موارد مشابه آن جريان دارد - مطرح كنيم : اگر ما يك مسألهء عقلى بديهى داشته باشيم و در مقابل آن ، يك دليل تعبدى شرعى - مثل ظاهر آيه يا روايت - داشته باشيم چه بايد بكنيم ؟ آيا وظيفه داريم ظهور آيه را بگيريم و از دليل عقلى قطعى رفع يد كنيم يا اينكه اگر نتوانستيم ظاهر را توجيه كنيم از آن رفع يد كرده و بگوييم : اين از متشابهات است كه « يردّ علمه إلى اللَّه و إلى رسوله صلى الله عليه و آله » « 2 » . مسألهء متشابهات موارد زيادى مشابه دارد و چهبسا كسانى كه نتوانستهاند تحليل درستى نسبت به آن داشته باشند دچار انحراف شدهاند . مثلًا ظاهر آيهء شريفهء ( و جاء ربّك و الملك صفّاً صفّاً ) « 3 » اين است كه ملائكه صفوفى تشكيل مىدهند و پروردگار متعال مىآيد آن صفوف را از نزديك مىبيند و اين معنا ظهور در تجسّم خداوند دارد
هامش
( 1 ) - وسائل الشيعة ، ج 5 ، ص 456 ( باب 54 من أبواب صلاة الجماعة ، ح 10 ) .
( 2 ) - الكافي ، ج 1 ، ص 67 .
( 3 ) - الفجر : 22