مىگويد : « لا صلاة إلّا بطهور » « 1 » كه اگر ما بوديم و اين روايت ، استفاده مىكرديم كه صلاة ، مشروط به طهارت مائيه است ، امّا در كنار اين روايت ، روايت ديگرى وجود دارد كه مىگويد : « التراب أحد الطهورين » « 2 » يعنى درحقيقت توضيح مىدهد كه روايت « لا صلاة إلّا بطهور » فقط بر طهارت مائيه دلالت نمىكند بلكه تراب هم يكى از طهورين است . و به تعبير ديگر : روايت « التراب أحد الطهورين » مفاد روايت « لا صلاة إلّا بطهور » را توسعه و تعميم مىدهد . در اين صورت ما از كجا استفاده كنيم كه انسان فاقد الماء تكليف ديگرى دارد ؟ كدام دليل آمده است و خطاب صلاتى مستقلى بهعنوان صلاة مع التيمّم نسبت به فاقد الماء دارد ؟ تازه اين مسئله به واجد الماء و فاقد الماء تمام نمىشود بلكه در مورد حالات مختلفى كه در اجزاء نماز وجود دارد نيز مطرح است . مثلًا انسان گاهى بايد نماز ايستاده بخواند و گاهى قدرت بر ايستادن ندارد و بايد نماز نشسته بخواند و همينطور گاهى بايد نماز را بهصورت خوابيده و به حالت استلقاء بخواند . ركوع و سجود گاهى به همين كيفيت معمول است و گاهى بهصورت ايماء و اشاره است ، مثل كسى كه ساتر ندارد و با وجود ناظر محترم ناچار است بهصورت عريان نماز بخواند در اين صورت ركوع و سجود خود را با اشاره انجام مىدهد . آيا ما مىتوانيم ملتزم شويم كه براى هريك از حالات مختلف نماز و اجزاء آن ، امر مستقلى وجود دارد ؟ چه دليلى مىتواند بر اين امر دلالت كند ؟ درحالىكه در ارتكاز متشرّعه هم همين معناست كه اگر از واجد الماء سؤال كنند شما چه تكليفى را امتثال مىكنيد ؟
مىگويد : تكليف ( أقيموا الصلاة ) را ، و اگر از فاقد الماء هم اين سؤال را بپرسند ، همين جواب را خواهد داد . همينطور در تمام حالات مختلف نماز ، نسبت به شرايط و اجزاء نماز ، همهء مكلّفين خود را امتثالكنندهء ( أقيموا الصّلاة ) مىدانند ، بنابراين ( أقيموا الصّلاة ) يك امر عام متوجه به تمام مكلّفين است ولى خصوصيّات و
هامش
( 1 ) - وسائل الشيعة ، ج 1 ( باب من أبواب الوضوء ، ح 1 ) .
( 2 ) - در روايات ، « التيمّم أحد الطهورين » وارد شده است . رجوع شود به : وسائل الشيعة ، ج 2 ( باب 21 من أبواب التيمم ، ح 1 و باب 23 ، ح 5 ) .