بلكه به نحو ملازمه است . و حتى بالاتر از آن ، مسألهء عينيت خارجيه مطرح است و همين اتحاد عينى و خارجى ، در سرايت حكم كفايت مىكند . به عبارت ديگر : ما در مقارنت و ملازمه ، سرايت را نمىپذيريم . امّا جايى كه يك مفهوم اتحاد عينى و خارجى با يك مصداق پيدا كند ، سرايت حكم را قبول مىكنيم ، هرچند از نظر مفهوم بين آن دو مغايرت وجود داشته باشد . خلاصهء كلام مرحوم آخوند اين است كه بنا بر مبناى مشهور ، مسألهء اتحاد عينى و خارجى مطرح است و اين بالاتر از ملازمه است . امّا بنا بر مبناى صاحب فصول رحمه الله مسألهء مقارنت مطرح است و مقارنت ، پايينتر از ملازمه است . « 1 » البته اين كلام مرحوم آخوند براساس مبنايى است كه ايشان دارند و براساس همان مبنا در مسألهء اجتماع امر و نهى قائل به امتناع شدهاند .
تحقيق پيرامون ثمرهء بين كلام مشهور و كلام صاحب فصول رحمه الله
ما در اين زمينه بايد دو مسئله را بررسى كنيم : 1 - معناى نقيض چيست ؟ زيرا اساس ثمرهاى كه در اينجا مطرح شد اين بود كه براى نقيض ، معنايى عدمى مطرح كردند . و اگر كسى اين معنا را نپذيرد ، ثمرهء مذكور جايى نخواهد داشت . 2 - آيا وجوب شىء ، مستلزم حرمت نقيض آن است ؟ روشن است كه اگر كسى وجوب شىء را مستلزم حرمت نقيض نداند ، بساط ثمرهء مذكور برچيده خواهد شد .
مسألهء اوّل : معناى نقيض چيست ؟
در مورد معناى نقيض سه احتمال مطرح شده است :
هامش
( 1 ) - كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 193 - 194