مىدهد ، مرادش اين است كه خود مقدّمه ، ايصال قهرى به ذى المقدّمه دارد . بر مبناى اين تصوّر ، ملاحظه مىكند كه مقدّمه در جايى ايصال قهرى به ذى المقدّمه دارد كه علت تامّه براى ذى المقدّمه بوده و جنبهء توليديت و تسبيبيت داشته باشد و الّا اجزاء علت ، به تنهايى نمىتواند ما را به ذى المقدّمه برساند . همچنين خود علت تامّه در غير واجبات تسبيبيه و توليديه - وقتى همراه اراده است - اگرچه موصل به ذى المقدّمه است ولى نمىتواند متعلّق وجوب غيرى قرار گيرد ، زيرا اراده امرى غير اختيارى است و بهعنوان مكمّل علت تامّه مطرح است مگر اينكه ما اراده را كنار بگذاريم و در اين صورت اگرچه واجب ، صد مقدّمه هم داشته باشد و ما همهء آنها را انجام دهيم ، چنانچه به دنبال اين صد مقدّمه ، ارادهء ذى المقدّمه نباشد ، آن مقدمات نمىتواند موصل به ذى المقدّمه باشد . درحالىكه صاحب فصول رحمه الله نمىخواهد چنين چيزى بگويد . ايشان مىخواهد بگويد : اين « نصب نردبان » كه در خارج تحقق پيدا مىكند دو حالت دارد : 1 - به دنبال آن ، « بودن بر پشتبام » به ارادهء مكلّف واقع نمىشود . در اين صورت ، « نصب نردبان » وجوب غيرى ندارد . 2 - به دنبال آن ، « بودن بر پشتبام » به ارادهء مكلّف واقع مىشود ، در اين صورت تحقق « بودن بر پشتبام » كاشف از وجوب « نصب نردبان » است . پس درحقيقت ، موصليتْ بهمعناى ترتّب قهرى ذى المقدّمه بر مقدّمه نيست بلكه بهمعناى اين است كه ذى المقدّمه ، به دنبال اين مقدّمه ، با ارادهء مكلّف تحقق پيدا كند .
يعنى اينگونه نباشد كه مكلّف ، « نصب نردبان » بنمايد ولى هدفش « بودن بر پشتبام » نباشد و يا اگر چنين هدفى هم داشته باشد از تصميم خود منصرف شده و بعد از « نصب نردبان » نسبت به « بودن بر پشتبام » پشيمان شود و يا حتى اگر بعد از « نصب نردبان » با اينكه تصميم بر « بودن بر پشتبام » داشت ولى مانعى پيش آمد و نگذاشت اين « بودن بر پشتبام » تحقق پيدا كند ، در اين موارد صاحب فصول رحمه الله عقيده دارد كه « نصب نردبان » وجوب غيرى ندارد .
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 554
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٥٥٤