تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 526

مساهمون:

ص٥٢٦
معناست كه وجوب ، هيچ‌گونه بعث و تحريكى نسبت به اين مقدّمه نداشته بلكه ارادهء نصب نردبان - در رتبهء مقدّم بر وجوب غيرى - در ايجاد نصب نردبان نقش داشته است . در اين صورت وجوب غيرى مقدّمه جنبهء تحصيل حاصل داشته و چنين چيزى محال است . در استحالهء تحصيل حاصل فرقى بين وجوب نفسى و وجوب غيرى نيست . اشكال تحصيل حاصل كه مرحوم شيخ انصارى به صاحب معالم رحمه الله وارد مىكرد در ارتباط با همين وجوب غيرى بود . آن‌وقت در اينجا از مرحوم شيخ انصارى سؤال مىشود كه مگر شما در آن ضابطهء كلّى نفرموديد كه تعليق وجوب به ارادهء نفس واجب ، تحصيل حاصل و محال است ؟ قصد توصّل شما سر از همين مطلب در مىآورد . و در اينجا مسألهء ملازمه مطرح نيست تا كسى بتواند از شيخ انصارى دفاع كند ، آن‌گونه كه از صاحب معالم رحمه الله دفاع كرده و مىگفتيم : وقتى صاحب معالم رحمه الله مىگويد : « يجب عليك نصب السلّم إن أردت الكون على السطح » ، ملازمهء ميان « بودن بر پشت‌بام » با « ارادهء نصب نردبان » دليل بر اين نيست كه پاى اين اراده در دايرهء شرط وارد شود . آنچه در دايرهء شرط دخالت دارد ، ارادهء بودن بر پشت‌بام است و مانعى ندارد كه وجوب نصب نردبان مشروط به ارادهء بودن بر پشت‌بام باشد . امّا اگر ما قصد توصّل را در كار آورديم ، برگشتش به اين مىشود كه « يجب عليك نصب السلّم إن أردت نصب السلّم و أردت الكون على السطح » ، زيرا قصد توصّل ، منحل به دو اراده مىشود . ارادهء ذى المقدّمه و ارادهء مقدّمه . درحالىكه همان ارادهء نصب سلّم در تحقق تحصيل حاصل و كشانيدن مسئله به استحاله و تحصيل حاصل كفايت مىكند . در نتيجه عين اشكالى كه شيخ انصارى رحمه الله بر صاحب معالم رحمه الله وارد كرد ، در اينجا بر خود مرحوم شيخ انصارى وارد مىشود و قابل جواب هم نخواهد بود . اين دو اشكال در مورد احتمال دوّم هم جريان دارد ، البته نه با اين شدّتى كه در مورد شرطيت وجود دارد ولى ملاك در هر دو - شرطيت و حينيت - يكسان است .