وارد مىشود بدون اينكه قابل جواب باشد . مرحوم شيخ انصارى در اشكال به صاحب معالم رحمه الله ابتدا مقدّمهاى مطرح كرده فرمودند : « وجوب يك شىء نمىتواند مشروط به ارادهء خود آن شىء باشد » سپس نتيجه گرفتند كه اگر وجوب مقدّمه مشروط به ارادهء ذى المقدّمه شد ، مانند اين است كه وجوب مقدّمه مشروط به ارادهء خود مقدّمه باشد و چنين چيزى محال است . ما در دفاع از صاحب معالم رحمه الله گفتيم : مقدّمهاى كه شما ( مرحوم شيخ انصارى ) مطرح مىكنيد مورد قبول است ولى تطبيق آن بر ما نحن فيه قابل قبول نيست . ما گفتيم : اگر گفته شود : « يجب عليك نصب السلّم إن أردت نصب السلّم » ، چنين چيزى محال است ، امّا اگر گفته شود : « يجب عليك نصب السلّم إن أردت الكون على السطح » ، چنين چيزى محال نيست ، اگرچه ارادهء « بودن بر پشتبام » بدون ارادهء « نصب نردبان » نمىشود و بين اين دو اراده ملازمه وجود دارد ولى درعينحال چنين چيزى مستلزم محال و تحصيل حاصل نيست . در آنجا ما اينگونه از صاحب معالم رحمه الله دفاع كرديم ولى عين همين اشكال بر خود مرحوم شيخ انصارى وارد است و قابل دفاع هم نيست . توضيح : همانطور كه گفتيم ، قصد توصّل در كلام شيخ انصارى رحمه الله همان چيزى است كه صاحب معالم رحمه الله مطرح كرده بود با اين تفاوت كه صاحب معالم رحمه الله فقط ارادهء ذى المقدّمه را بهعنوان شرط قرار داده بود ، امّا شيخ انصارى رحمه الله قصد توصّل را بهعنوان شرط قرار داده و ما گفتيم در اين قصد توصّل دو اراده مطرح است : ارادهء ذى المقدّمه و ارادهء مقدّمه . بنابراين اگر وجوب غيرى مقدّمه مشروط به قصد توصّل شد ، در واقع مشروط به دو اراده شده است . مثل اين است كه مولا بگويد : « اگر بودن بر پشتبام و نصب نردبان را اراده كردى ، نصب نردبان بر تو واجب خواهد شد » . در اين صورت ارادهء نصب نردبان داخل در شرط است و وجوب نصب نردبان ، مشروط به ارادهء نصب نردبان مىشود . در نتيجه وجوب مقدّمه ، متأخّر از ارادهء مقدّمه خواهد بود و اين بدان
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 525
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٥٢٥