تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 520

مساهمون:

ص٥٢٠
در نتيجه مرحوم شيخ انصارى هم - مانند صاحب معالم رحمه الله - در مقابل مشهور قرار گرفته است . « 1 » تقريرات مرحوم شيخ انصارى « 2 » درمىيابيم كه نسبت مذكور درست نيست و مرحوم شيخ انصارى در صدد بيان مطلب ديگرى است كه ربطى به محلّ بحث ما ندارد . بحث ما در اين است كه آيا وجوب غيرى مقدّمى ، در اطلاق و اشتراط تابع وجوب نفسى ذى المقدّمه است يا نه ؟ در اين بحث فرقى نمىكند كه مقدّمه ، مقدّمهء عبادى باشد - مانند طهارات سه‌گانه براى نماز - و يا مقدّمه ، غير عبادى باشد . درحالىكه مرحوم شيخ انصارى مىفرمايد : اگر مقدّمه‌اى بخواهد اتّصاف به عباديت پيدا كند ، « 3 » بايد به داعى امتثال امر غيرى متعلّق به اين مقدّمه انجام شود ، مثلًا اگر دين را براى امتثال امر خداوند پرداخت كند ، اين اداء دين جنبهء عبادى پيدا مىكند به‌خلاف اينكه هدف او از پرداخت دين اين باشد كه مردم بگويند : « فلانى آدم خوب و خوش‌حسابى است » . انجام دادن مقدّمه به داعى امتثال امر غيرى متعلّق به اين مقدّمه ، معنايش اين است كه مكلّف قصد كرده است از طريق اين مقدّمه ، به ذى المقدّمه برسد و اين همان چيزى است كه از آن به « قصد التوصّل بالمقدّمة إلى ذى المقدّمة » تعبير مىشود . در نتيجه مرحوم شيخ انصارى قصد توصّل را در ارتباط با عباديت مقدّمه مطرح كرده نه در ارتباط با اينكه آيا وجوب غيرى مقدّمى ، در اطلاق و اشتراط تابع وجوب نفسى
هامش
( 1 ) - كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 181 و 182 ( 2 ) - مطارح الأنظار ، ص 72 ( 3 ) - خواه عباديت ، در مقدميتش دخالت داشته باشد - مثل طهارات سه‌گانه نسبت به نماز - و يا دخالت نداشته باشد ولى مكلّف بخواهد آن را در خارج به‌عنوان عبادت انجام دهد ، مثل اداء دين و ساير واجبات توصّلى .