ذى المقدّمه هست يا نه ؟ كجا مرحوم شيخ انصارى مىخواهد تبعيت را نفى كند ؟ كجا مىخواهد دايرهء وجوب غيرى را از دايرهء وجوب نفسى جدا كرده و بگويد : وجوب نفسى اطلاق دارد امّا در وجوب غيرى يك تضييق و اشتراطى وجود دارد ؟ اگر شيخ انصارى رحمه الله بخواهد در مقابل مشهور بايستد بايد كلامش مانند كلام صاحب معالم رحمه الله باشد . درست است كه آنچه به صاحب معالم رحمه الله نسبت داده شده بود ، به آن شدّت درست نبود ولى همان مرتبهء ضعيفى هم كه كلام ايشان برآن دلالت مىكرد ، در مقابل مشهور بود . مشهور مىگفتند : اگر ذى المقدّمه وجوب نفسى مطلق داشت ، مقدّمه هم وجوب غيرى مطلق خواهد داشت ، نه اشتراطى در كار است و نه حتّى بهصورت قضيهء حينيه مطرح است . امّا ظاهر كلام صاحب معالم رحمه الله اين بود كه مسئله را بهصورت قضيهء حينيه مطرح مىكند ولى همين قضيهء حينيه در مقابل مشهور است . بههمينجهت ما عرض كرديم كه جواب مرحوم آخوند همانطور كه مسألهء اشتراط را نفى مىكند ، قضيهء حينيه را هم نفى مىكند . پس كلام صاحب معالم رحمه الله درهرصورت در مقابل مشهور است . چه بهصورت قضيهء شرطيه باشد و چه بهصورت قضيهء حينيه . ولى يك صورت مقابلهاش قوى و صورت ديگر آن ضعيف است . امّا كلام شيخ انصارى رحمه الله در تقريرات ، از اين بحث خارج است و تقريرات ايشان برآن نسبتى كه مرحوم آخوند به ايشان داده دلالت نمىكند . ثانياً : فرض مىكنيم نسبتى كه مرحوم آخوند به شيخ انصارى رحمه الله داده درست بوده و كلام مرحوم شيخ انصارى در مقابل كلام مشهور قرار گرفته باشد و مرحوم شيخ انصارى در ما نحن فيه مسألهء قصد توصّل را مطرح كرده باشد نه در باب عباديت ، در اين صورت سه احتمال در كلام ايشان جريان دارد كه دو احتمال آن شبيه دو احتمالى است كه در كلام صاحب معالم رحمه الله مطرح بود : احتمال اوّل : اين است كه مرحوم شيخ انصارى بخواهد عين همان قضيهء شرطيهاى را كه به صاحب معالم رحمه الله نسبت داده شده ، در اينجا مطرح كند ، البته با يك خصوصيت اضافى . آنچه به صاحب معالم رحمه الله نسبت داده شده بود اين بود كه اگر مولا
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 521
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٥٢١