دليل استحاله عبارت از تحصيل حاصل بود و اگر هم زمان با ارادهء انجام چيزى توسط عبد ، مولا هم آن را واجب كند ، تحصيل حاصلى پيش نمىآيد . تحصيل حاصل در جايى است كه قبل از بعث مولا ، ارادهْ نقش فعال در تحقّق مراد مولا داشته باشد . در ما نحن فيه نيز همينطور است . وقتى مولا مىگويد : « اگر ارادهء بودن بر پشتبام كردى ، نصب نردبان بر تو واجب خواهد بود » ، آنچه وجوب نصب نردبان از آن تأخّر دارد ، ارادهء بودن بر پشتبام است . ارادهء بودن بر پشتبام اگرچه ملازم با ارادهء نصب نردبان است امّا ملازم بودن اين دو به نحو تقارن نيست بلكه به نحو ملازم بودن علت و معلول است . لذا هيچ مانعى ندارد كه هم اراده نصب نردبان متأخّر از ارادهء بودن بر پشتبام باشد و هم وجوب نصب نردبان متأخّر از ارادهء بودن بر پشتبام باشد و هيچ تالى فاسدى هم پيش نمىآيد . در نتيجه اشكال مرحوم شيخ انصارى به كلام صاحب معالم رحمه الله مورد مناقشه است .
3 - نظريهء شيخ انصارى رحمه الله « 1 »
مرحوم آخوند از تقريرات شيخ انصارى رحمه الله نقل كرده است كه ايشان مىفرمايد : اگر مقدّمه بخواهد وجوب غيرى داشته باشد ، مشروط به اين است كه مكلّف قصد داشته باشد كه از طريق اين مقدّمه توصّل به ذى المقدّمه پيدا كند . كه اين درحقيقت امرى زايد برآن چيزى است كه صاحب معالم رحمه الله ذكر كرده است . در اين امر زايد ، دو خصوصيت وجود دارد ، يكى اينكه مكلّف ارادهء ذى المقدّمه را داشته باشد و ديگر اينكه مقصود او از انجام اين مقدّمه ، رسيدن به ذى المقدّمه باشد . ولى صاحب معالم رحمه الله فقط ارادهء ذى المقدّمه را شرط مىدانست .
هامش
( 1 ) - يادآورى : مشهور قائل بودند كه وجوب غيرى مقدّمه ، در اطلاق و اشتراط تابع وجوب نفسى ذى المقدّمه است . در مقابل اين قول سه نظريهء ديگر وجود دارد : صاحب معالم رحمه الله معتقد بود : وجوب غيرى مقدّمه مطلقاً مشروط به اراده ذى المقدّمه است . و در اينجا نظريهاى كه به شيخ انصارى رحمه الله نسبت داده شده مطرح مىشود .