تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 516

مساهمون:

ص٥١٦
يك عمل خارجى - استناد به ارادهء مكلّف داشته و بعث و تحريك نقشى در آن نخواهد داشت . در نتيجه وقتى مولا بگويد : « اگر ارادهء « بودن بر پشت‌بام » داشتى ، « بودن بر پشت‌بام » بر تو واجب مىشود » ، در صورت عدم ارادهء مكلّف ، امر مولا يك امر لغو و محال خواهد بود چون در اين صورت ، وجوبى در كار نيست . و در صورت وجود اراده هم امر او تأثيرى نخواهد داشت و شبيه تحصيل حاصل خواهد بود ، زيرا حصول خارجى آن شىء مستند به اراده است و اراده هم مقدّم بر رتبهء بعث است ، پس بعث رجوع به تحصيل حاصل مىكند و تحصيل حاصل هم محال است . در نتيجه در واجبات مشروط ، شرط نمىتواند عبارت از ارادهء خود همين واجب باشد . ممكن است كسى بگويد : ما اين مقدّمهء شيخ انصارى رحمه الله را قبول داريم ، امّا آنچه اين مقدّمه براى ما اثبات مىكند ، اين است كه وجوب يك شىء نمىتواند معلّق بر ارادهء خود آن شىء باشد . درحالىكه صاحب معالم رحمه الله چنين چيزى نگفته است . صاحب معالم رحمه الله مىگويد : « وجوب غيرى مقدّمه ، مشروط باشد به ارادهء ذى المقدّمه » ، اگر مىگفت : « وجوب غيرى مقدّمه ، مشروط به ارادهء خود مقدّمه باشد » اين برهان در آن جريان پيدا مىكرد . شيخ انصارى رحمه الله مىفرمايد : اگر شما اين مقدّمهء ما را پذيرفتيد ، ما در مورد كلام صاحب معالم رحمه الله هم حكم به استحاله مىكنيم . به اين بيان كه مىگوييم : اگر در جايى واجب مشروط شد به ارادهء شىء ديگر ولى ارادهء آن شىء ديگر ملازم با ارادهء خود اين واجب باشد ، مثل اين است كه به دلالت التزاميه وجوب اين شىء را معلّق به ارادهء خود اين شىء كرده است . درحقيقت فرق اين دو مثل دلالت مطابقه و دلالت التزام است . اگر وجوب واجبى را تعليق كند به ارادهء خود واجب ، مثل دلالت مطابقه است ، امّا اگر وجوب واجبى را تعليق كرد به ارادهء شىء ديگر ، ولى در خارج مىبينيم كه ارادهء آن شىء ديگر ملازم با ارادهء خود اين واجب است ، گويا به دلالت التزاميه ، وجوب اين شىء را معلّق بر ارادهء خود اين شىء كرده است . درست است كه به دلالت مطابقه ،