در پاسخ مىگوييم : در اينجا نكتهاى مطرح است كه در موارد مشابه آن نيز وجود دارد و آن اين است كه روايات و فتواى فقهاء بر اين است كه عبادت ريائى باطل است . حال وقتى كسى به نماز مىايستد و نماز ريائى مىخواند شما كه مىگوييد : « اين نماز او باطل است » آيا عباديت اين نماز او را چگونه درست مىكنيد ؟ آيا اين شخص نماز را رياءً مىخواند يا صورت نماز را رياءً مىخواند ولى در باطن نماز نمىخواند ؟ اگر فقط صورت نماز است ، ديگر علت بطلان آن ، مسألهء رياء نخواهد بود بلكه علت آن اين است كه چنين شخصى نماز را نخوانده است . صورت نماز كه نماز نيست . ولى شما در باب رياء اين مطلب را نمىگوييد بلكه مىگوييد : « صلّى رياءً » . در اين كلمهء « صلّى » مسامحه و تجوّزى به كار نرفته است بلكه او صلاة را حقيقتاً انجام داده ولى چون ريائى بوده حكم به بطلان آن مىشود . ما نحن فيه هم همينطور است . اگر كسى گفت : « من غسلتان و مسحتان را براى صلاة انجام مىدهم » اگرچه صلاة متوقّف بر « غسلتان و مسحتان توأم با قصد قربت » است امّا اين معنايش اين نيست كه غسلتان و مسحتان همراه با قصد قربت است . همانطور كه توقّف داشتن صلاة بر قصد قربت ، معنايش اين نيست كه كسى كه نماز بهجا مىآورد حتماً قصد قربت هم دارد بلكه چهبسا ممكن است نماز را ريائى انجام دهد . بهعبارت ديگر : اگر مكلّف وضوى با قصد قربت را به داعى امر غيرى انجام داد ، مانعى ندارد ، زيرا عباديت را امر غيرى درست نكرده بلكه عباديت در رتبهء متقدّم بر امر غيرى درست شده است . امّا اگر وضو را بدون قصد قربت و به داعى امر غيرى انجام دهد ، چنين چيزى نمىتواند عباديت را براى وضو درست كند و ما دليلى بر اكتفاء به امر غيرى در اين صورت نداريم . ما از اينجا نتيجه مىگيريم كه صرف اينكه وضو عبادت و مقدّمه براى صلاة است ، همين فرق بين وضو و تطهير ثوب را درست مىكند امّا در مقام عمل بايد قصد قربت همراه اين وضو باشد و مجرّد اينكه بگويد : « وضو را براى صلاة انجام مىدهم » آن را عبادت نمىكند .
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 496
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٤٩٦