تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 492

مساهمون:

ص٤٩٢
نمىآيد . استحاله در صورتى است كه متعلّق اين دو امر يكى باشد . نظيرى براى اجتماع حكمين : نظير آنچه در باب اجتماع حكمين در وضو ملاحظه شد ، در نماز ظهر نسبت به نماز عصر وجود دارد . نماز ظهر از طرفى متعلّق وجوب نفسى است و از طرفى - با توجه به اينكه به‌عنوان شرط براى نماز عصر است - مقدّمهء نماز عصر شده و - بنا بر قول به وجوب مقدّمه - وجوب غيرى هم پيدا مىكند . در اينجا نيز مىگوييم : متعلّق وجوب نفسى ، نفس نماز ظهر است امّا متعلّق وجوب غيرى و مقدّمى ، نفس صلاة ظهر نيست بلكه « صلاة ظهرى كه واجب و مأمور به به امر نفسى است » به‌عنوان متعلّق وجوب غيرى مطرح است . به‌عبارت ديگر : دايرهء متعلّق وجوب غيرى با دايرهء متعلّق وجوب نفسى فرق مىكند . اشكال سوّم اين بود كه : ما اگرچه گفتيم : « قصد قربت به‌معناى قصد امتثال امر نيست » ولى اين بدان معنا نيست كه ما بخواهيم قصد امتثال امر را بىاثر بدانيم به گونه‌اى كه اگر كسى نماز را به قصد امتثال ( أقيموا الصّلاة ) به‌جا آورد ، نمازش باطل باشد . بلكه ما مىخواهيم بگوييم : « قصد قربت منحصر به قصد امتثال امر نيست به گونه‌اى كه در موارد عدم وجود امر ، راهى براى اثبات عباديت نداشته باشيم » . براساس اين مبنا اشكالى مطرح مىشود كه اگر عباديت باب طهارات سه‌گانه در ارتباط با استحباب نفسى آنها باشد ، بايد مكلّف آنها را به داعى استحباب نفسى انجام دهد و در غير اين صورت طهارت او باطل است . درحالىكه بدون ترديد اگر كسى طهارات سه‌گانه را به داعى امر غيرى متعلّق به آنها - در صورتى كه امر غيرى داشته باشند - انجام دهد ، طهارت او صحيح است . اتفاقاً طهارات سه‌گانه معمولًا در مقام عمل به داعى امر غيرى متعلّق به آنها اتيان مىشوند . مثلًا وقتى از مكلّف سؤال مىشود : « براى چه وضو مىگيرى » ؟ مىگويد : « براى نماز » يعنى چون نماز به‌عنوان ذى المقدّمه است ، محرّك من به اتيان وضو ، همان امر غيرى است كه از ناحيهء امر نفسى به‌وجود آمده است . نتيجه‌اى كه از اين اشكال گرفته مىشود اين است كه :