تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 478

مساهمون:

ص٤٧٨

راه حلّ دوم :

مرحوم نائينى نيز از همان راه مرحوم عراقى وارد شده‌اند و معتقدند : اگر امرى به يك مركّب ذات الاجزاء متعلّق شود ، بر اجزاء آن مركّبْ انبساط پيدا كرده و هر جزئى از مأمور به ، متعلّق بعض امر واقع مىشود . « 1 » ولى تفاوت كلام مرحوم نائينى با كلام ديگران اين است كه ساير كسانى كه انبساط را پذيرفته‌اند ، انبساط را فقط در محدودهء اجزاء مأمور به دانسته و شرايط را خارج از اين محدوده مىدانند . آنان مىگويند : « ماهيت مأمور به را همين اجزاء تشكيل مىدهند و شرايط ، دخالتى در ماهيت مأمور به ندارند » . امّا مرحوم نائينى مىگويد : « امر همان‌طور كه بر اجزاء انبساط پيدا مىكند بر شرايط هم انبساط پيدا مىكند . چه فرق است بين ركوعى كه جزئيت براى صلاة دارد و وضويى كه شرطيت براى صلاة دارد ؟ همان‌طور كه صلاة ، بدون ركوع نمىتواند تحقّق پيدا كند ، بدون وضو هم نمىتواند تحقّق پيدا كند . در نتيجه ( أقيموا الصّلاة ) همان حسابى را كه براى اجزاء باز مىكند ، براى شرايط هم باز مىكند و همان‌طور كه بعض همين امر ( أقيموا الصّلاة ) به ركوع تعلّق مىگيرد و عباديت ركوع را درست مىكند ، بعض همين امر هم به وضو تعلّق گرفته و عباديت وضو را درست مىكند . خلاصهء كلام مرحوم نائينى اين است كه ما عباديت طهارات سه‌گانه را نه از طريق امر غيرى وجوبى درست مىكنيم و نه از طريق امر نفسى استحبابى بلكه راه سوّمى در اينجا مطرح مىكنيم ، و آن امر نفسى وجوبى متعلّق به اصل عبادت است . يعنى از راه ( أقيموا الصّلاة ) و امثال آن عباديت وضو را درست مىكنيم . « 2 » : كلام مرحوم نائينى از چند جهت مورد مناقشه است :
هامش
( 1 ) - البته اين مسئله ، يك مسألهء مسلّمى نيست و بايد در جاى خودش بحث شود . كه آيا اگر مأمور به داراى اجزاء بود ، امر هم صاحب اجزاء مىشود يا نه ؟ ( 2 ) - فوائد الاصول ، ج 1 ، ص 228 و أجود التقريرات ، ج 1 ، ص 175