تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 476

مساهمون:

ص٤٧٦
نيز تبعّض پيدا كرده و بر اجزاء وضو پخش مىشود . يكى از اجزاء وضو عبارت از قصد قربت است . معناى قصد قربت اين است كه هريك از اجزاء وضو بايد به داعى امر متعلّق به آن اتيان شود . پس درحقيقت آن امر غيرى مقدّمى متعلّق به پنج جزء است . چهار جزئش عبارت از افعال وضو و يك جزئش عبارت از قصد قربت است و امر غيرى مقدّمى به همين قصد قربت هم متعلّق است . امّا اين قصد قربت گويا ناظر به ساير اجزاء وضو است . ساير اجزاء وضو معنايشان معلوم است ولى آيا معناى قصد قربت چيست ؟ مرحوم عراقى مىفرمايد : معناى قصد قربت اين است كه هريك از اجزاء ديگر وضو را بايد به داعى بعض الامرى كه متعلّق به آن جزء است انجام داد نه براى رياء و مقاصد ديگر . مثلًا محرّك شما براى غسل يدين ، بايد همان بعض الامرى باشد كه متعلّق به غسل يدين است نه رياء و خنك شدن و امثال آن . در نتيجه از اين راه مىتوانيم ثابت كنيم كه وضو عبادت است و عباديت آن به جهت تعلّق امر غيرى به آن است . « 1 » : كلام مرحوم عراقى از چند جهت داراى اشكال است : اوّلًا : ايشان مبنايى را مطرح كرده‌اند كه اگرچه ما آن مبنا را پذيرفتيم ولى مرحوم آخوند با آن مخالفت كردند و آن مبنا اين بود كه قصد قربت را در متعلّق امر بياوريم و بگوييم : همان‌طور كه صلاة متعلّق امر است ، قصد قربت هم متعلّق امر است . البته ما خيلى بر اين اشكال تكيه نمىكنيم زيرا ما اين حرف را از مرحوم آخوند نپذيرفتيم . ثانياً : شما وقتى امر متعلّق به وضو را به پنج جزء تقسيم مىكنيد « 2 » و مىگوييد :
هامش
( 1 ) - نهاية الأفكار ، ج 1 ، ص 327 - 329 ( 2 ) - البته اين مسئله ، يك مسألهء مسلّمى نيست و بايد در جاى خودش بحث شود كه آيا اگر مأمور به داراى اجزاء بود ، امر هم صاحب اجزاء مىشود يا نه ؟