تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 466

مساهمون:

ص٤٦٦
انسان اعتبارى است امّا مالكيت و مملوكيت در مورد « إنّا للَّه » از شئون خالقيت خداوند و قيوميت حضرتش مىباشد . فرق ديگر اين است كه موافقت اوامر موالى عرفيه معمولًا داراى نفع براى مولا و مخالفت آن داراى ضرر براى مولاست ولى اوامر خداوند اين‌گونه نيست ، بلكه همان‌طور كه شايع است ، اوامر تابع مصالحى است كه در مأمور به وجود دارد . امّا اين مصالح عائد خود عبد مىشود عبد اگر نماز بخواند ، براى او معراجيت حاصل مىشود . مفاسد هم ضررش متوجه خود عبد مىشود . حال چنين مولايى با چنين كيفيتى به عبد دستور داده نماز بخواند ، فايدهء نماز هم عايد خود عبد مىشود ، چگونه مىتوان گفت : « عبد در اين صورت استحقاق ثواب دارد ، مثل استحقاقى كه طلبكار نسبت به مديون دارد » ؟ درحالىكه جعل هم در كار نيست ؟ چنين تعبيرى بدون ملاك است و عقل حتى آن را در مورد موالى عرفيه هم مطرح نمىكند چه رسد در مورد خداوند متعال ، با آن خصوصياتى كه مطرح كرديم . اين تعبير مانند اين است كه در اوامر ارشادى كسى پس از انجام دادن مأمور به درخواست پاداش از آمر بنمايد . مثل اينكه طبيبى به بيمار خود امر كند كه فلان دوا را مصرف كن تا بيماريت خوب شود و او پس از مصرف دوا و خوب شدن ، از طبيب درخواست پاداش نمايد . بنابراين ما نمىتوانيم در اينجا مسألهء استحقاق ثواب را مطرح كنيم . بله اگر جعل در كار بود ، مىتوانستيم استحقاق ثواب را مطرح كنيم ، زيرا خداوند مىتوانست جعل نكند ، امّا وقتى جعل كرد ما در مقابل انجام عمل استحقاق ثواب پيدا مىكنيم . البته تصوّر نشود كه وقتى ما مىگوييم : « در صورت عدم جعل ، استحقاق ثواب در كار نيست » ، مىخواهيم استحقاق عقوبت را هم نفى كنيم . خير ، استحقاق عقوبت مسأله‌اى عقلى است كه در مورد مخالفت موالى عرفيه هم مطرح است . اينكه مولايى عبد خود را به جهت مخالفت اوامرش مؤاخذه و عقوبت كند ، در آنجا حق به مولا برمىگردد . اگرچه ما در عبادات ، هم ثواب و هم عقاب را در مورد عبد مطرح مىكنيم ولى بين ثواب و عقاب اين فرق وجود دارد كه حق ثواب ، اضافه به عبد مىشود ، امّا