ملتزم شده و بدون اين كه مجبور به چنين التزامى باشد ، تفضّلًا چيزى را جعل مىكند .
و يا در جانب مخالفت آن مىگويد : « اگر اين دستور مرا مخالفت كردى فلان عقوبت را نسبت به تو انجام مىدهم » . در اين موارد كه پاى جعل در ميان است ، مسئله تابع جعل مولا مىشود . هرجا مولا ثوابى جعل كرد ، آن ثواب مترتّب مىشود و هرجا عقابى جعل كرد ، آن عقاب مترتّب مىشود و اين جعل ، اختصاصى به واجبات نفسيه ندارد بلكه شامل واجبات غيريه هم مىشود . بر اين اساس ، روايات وارده در مورد ثواب قدمهايى كه بهسوى حج يا زيارت امام حسين عليه السلام برداشته مىشود پاسخ داده مىشود . يعنى مىگوييم : « خود مولا يك چنين ثوابهايى را در مورد اين واجبات غيريه مطرح كرده است » . شارع مقدّس همانطور كه در مقابل بسيارى از واجبات نفسيه ، جعل ثواب كرده ، در مقابل بسيارى از واجبات غيريه هم جعل ثواب كرده است . البته اين دليل نمىشود كه اگر مولا در مقابل بعضى از واجبات غيريه ، ثوابى را جعل كرده است ، بايد در ارتباط با همهء واجبات غيريه ، جعل ثواب كند . همانطور كه اگر بر بعضى از واجبات نفسيه ثوابى را مترتّب كرد ، ملازم با اين نيست كه حتماً بايد براى واجبات نفسيهء ديگر هم جعل ثواب كند . 2 - اگر مسألهء جعل مولا را كنار بزنيم ، « 1 » اين سؤال مطرح مىشود كه آيا چه دليلى بر استحقاق ثواب در مقابل واجبات نفسيه وجود دارد ؟ « 2 » مولايى كه مالك به تمام معناى انسان است ملكيت او هم به نحو حقيقى است . اصل وجود را به انسان عنايت كرده و به دنبال آن نعمتهاى زيادى در اختيار او قرار داده بهگونهاى كه ( وَ إن تَعُدّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لا تُحْصُوها ) « 3 » ، حال اين خدا به انسان دستور داده كه در هر شبانهروز ، بايد هفده ركعت نماز بخوانى . چه كسى گفته : ما در مقابل انجام اين عمل استحقاق
هامش
( 1 ) - و فرض ما هم اين است كه مسألهء تجسّم اعمال در كار نيست .
( 2 ) - و در اين فرض ، كارى به واجبات غيريه هم نداريم .
( 3 ) - النحل : 18 .