خود ايشان آن را از قبيل شك در شرطيت مىداند . « 1 » صورت دوّم : جايى است كه واجب اوّل - كه نفسى بودنش محرز است - وجوبش فعليت نداشته باشد و ما در نفسى و غيرى بودن واجب ديگر ترديد داشته باشيم .
بهعنوان مثال اگر شارع وضو را واجب كرده ، نماز را هم واجب كرده است و ما - برفرض - نمىدانيم كه آيا اين وضو واجب غيرى است يا - مانند خود صلاة - واجب نفسى است ؟ با توجه به اينكه وجوب صلاة ، مشروط به زوال است ، اگر شك در نفسيت و غيريت وضو ، قبل از تحقّق زوال باشد ، واجب اوّل - يعنى صلاة - وجوبش فعليت نخواهد داشت . در اين صورت ما مىدانيم كه ايجابى نسبت به وضو وجود دارد ولى نمىدانيم كه آيا وضو واجب نفسى است يا غيرى ؟ اگر واجب نفسى باشد ، وجوب وضو همين قبل از ظهر فعليت دارد . امّا اگر وضو واجب غيرى باشد ، در صورتى وجوب آن فعليت پيدا مىكند كه ذى المقدّمه ، وجوب فعلى پيدا كرده باشد . و چون وجوب صلاة نمىتواند قبل از زوال فعليت پيدا كند ، وجوب وضو هم نمىتواند قبل از زوال فعليت داشته باشد . مرحوم نائينى مىفرمايد : در اينجا يك اصالة البراءة جريان دارد و يك استصحاب .
اصالة البراءة حكم مىكند كه صلاة مشروط به وضو نيست . بنابراين اگر كسى بعد از زوال ، بدون وضو نماز بخواند ، اصالة البراءة حكم به صحت صلاة او مىكند . از طرفى يك استصحاب هم وجود دارد ، زيرا ما وقتى قبل از زوال ، در وجوب و عدم وجوب وضو شك مىكنيم ، چنانچه وضو واجب نفسى باشد ، قبل از زوال هم ثابت است و چنانچه واجب غيرى باشد ، نمىتواند قبل از فعليت وجوب صلاة ، وجوب پيدا كند . پس ما شك داريم كه آيا وضو قبل از زوال واجب است يا نه ؟ استصحاب حكم مىكند به اينكه تا وقتى يقين به وجوب وضو نكردهايد - يعنى قبل از زوال - بنا را بر عدم وجوب وضو بگذاريد .
هامش
( 1 ) - تحقيق اين مطلب در بحث اقل و اكثر ارتباطى مطرح خواهد شد .