تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 426

مساهمون:

ص٤٢٦
در آنجا سه نظريه مطرح شد : 1 - حقيقت وجوب ، عبارت از همان بعث و تحريك اعتبارى مفاد هيئت افعل است . 2 - حقيقت وجوب ، عبارت از آن اراده‌اى است كه در نفس مولاى آمر وجود دارد و متعلّق است به اينكه فعل در خارج ، توسط عبد تحقّق پيدا كند . 3 - حقيقت وجوب ، عبارت از آن اراده‌اى است كه در نفس مولاى آمر وجود دارد و متعلّق است به اينكه فعل در خارج ، توسط عبد تحقّق پيدا كند ، ولى به شرط اينكه آن اراده - به‌وسيلهء هيئت افعل - به مرحلهء بروز و ظهور رسيده باشد . اين مبنا را آيت‌اللَّه خويى « دام ظلّه » اختيار كرده‌اند . حال به توجه به اينكه در مباحث مربوط به حقيقت وجوب ، ما همان نظريهء اوّل را اختيار كرديم ، ناچاريم در ما نحن فيه - يعنى تقسيم وجوب به نفسى و غيرى - همان تعريف اوّل مرحوم آخوند را اختيار كرده و مناقشه‌اى كه ايشان - با توجه به حقيقت وجوب - بر اين تعريف ايراد كردند پاسخ دهيم . پس مىگوييم : واجب نفسى عبارت از آن است كه چيزى را به‌لحاظ خودش واجب كنند نه به جهت رسيدن به يك واجب ديگر - كه آن واجب ديگر نمىتواند بدون اين چيز تحقّق پيدا كند - مثل صلاة ، كه وجوبش به‌لحاظ خودش مىباشد نه به‌لحاظ رسيدن به يك واجب ديگر . امّا واجب غيرى اين‌گونه نيست . وجوب وضو به جهت رسيدن به صلاة است . در اينجا مرحوم آخوند اشكال مىكرد كه : به حسب آيات و روايات ، آثار و خواصّى بر صلاة مترتّب شده است ، مثل معراجيت ، نهى از فحشاء و منكر و . . . . اگر اين آثار و خواص ، محبوبيت لزوميه نداشته باشند پس چرا صلاة را واجب كرده‌اند ؟ و اگر محبوبيت لزوميه دارند ، تحقّق آنها در خارج لازم مىشود و در اين صورت نسبت صلاة به اين آثار مانند نسبت وضو به صلاة شده و صلاة هم - مانند وضو - عنوان واجب غيرى را پيدا خواهد كرد . ما با توجه به تحقيقى كه در ارتباط با معناى وجوب مطرح كرديم در پاسخ اين