پس خلاصهء اشكالى كه به مرحوم آخوند وارد است - و به احتمال قوى « فتأمّل » ايشان اشاره به همان است - همين نكته است كه چرا ايشان بين تقييد و عملى كه زمينهء اطلاق را از بين مىبرد تفكيك قائل شده است .
واجب نفسى و واجب غيرى
يكى از تقسيماتى كه براى واجب مطرح شده ، تقسيم واجب به نفسى و غيرى است .
كلام مرحوم آخوند
مرحوم آخوند ابتدا تعريفى براى واجب نفسى و واجب غيرى مطرح كرده ، سپس آن را مورد مناقشه قرار مىدهند و پس از آن تعريف ديگرى مطرح كرده و آن را اختيار مىكنند .
تعريف اوّل مرحوم آخوند :
ايشان مىفرمايد : ايجاب - مانند ساير افعال اختياريه - عمل مولاست و همانطور كه براى صدور ساير افعال اختياريه ، يك محرّك و داعى وجود دارد و بر انجام دادن آنها غرض و غايتى مترتّب است ، « 1 » در ارتباط با ايجاب و طلب انشائى مولا هم بايد داعى و محرّكى وجود داشته باشد . و ما مىبينيم در واجبات دو نوع داعى و غرض وجود دارد : گاهى داعى مولا بر ايجاب يك شىء ، مقدّميت داشتن آن براى واجب ديگر است بهطورى كه اگر اين مقدّمه تحقّق پيدا نكند ، نمىشود آن واجب ديگر تحقّق پيدا كند .
هامش
( 1 ) - بههمينجهت ، يكى از مبادى اراده ، « تصديق به فايدهء مراد » است .