براى او فرقى نمىكرد . آن امير المؤمنين عليه السلام بود كه به خداوند عرض مىكرد : « ما عبدتُكَ خوفاً من نارِك و لا طمعاً في جنّتِك بل وجدتُكَ أهلًا للعبادة فعبدتك » ، « 1 » امّا محرّك امثال ما يا خوف از نار و يا طمع در بهشت است . و اگر خوف از نار و طمع در بهشت نبود ، ( أقيموا الصّلاة ) هايى كه در قرآن مطرح شده است ، هيچگونه انبعاثى به دنبال نداشت . بله اگر امرى نبود زمينهاى براى موافقت و مخالفت و طاعت و عصيان در كار نبود و نقش بعث همين است كه موضوع براى موافقت و مخالفت درست مىكند ، امّا آنچه انسان را تحريك به اتيان مأمور به مىكند نفس بعث نيست بلكه ترس از جهنم و طمع بهشت است . در اوامر موالى عرفيه و اوامرى كه پدر نسبت به فرزندش صادر مىكند نيز همينطور است . اگر فرزندى اينگونه تصوّر كند كه اگر دستور پدر خود را مخالفت كرد ، پدر هيچ عكسالعملى نشان نخواهد داد و اگر هم موافقت كرد ، هيچ تشويق و پاداشى در ارتباط با آن ندارد ، چنين فرزندى معمولًا دستورهاى پدر را انجام نمىدهد . پس بيان امام خمينى رحمه الله به اين برگشت مىكند كه در همان مواردى هم كه به دنبال بعث ، انبعاثى تحقّق پيدا مىكند ، اينگونه نيست كه بعثْ علت براى انبعاث باشد بلكه بعثْ فقط زمينهاى ايجاد كرده و آنچه عبد را براى انجام مأمور به تحريك كرده است همان خوف از عقوبت و طمع در پاداش است . جواب دوّم : « 2 » در كلام مرحوم آخوند مطلبى وجود دارد كه مىتواند بهعنوان جواب از كلام محقّق اصفهانى رحمه الله واقع شود . بيان مطلب : با توجه به اينكه بين علت و معلول تقارن زمانى وجود دارد و تقدّم و
هامش
( 1 ) - بحار الأنوار ، ج 70 ، ص 186 .
( 2 ) - در اينجا به دو نكته بايد توجه داشت : 1 - اين جواب با صرفنظر از جواب سابق است . 2 - درست است كه مرحوم اصفهانى شاگرد مرحوم آخوند بوده است ولى بيان مرحوم آخوند مىتواند بهعنوان جواب از كلام محقّق اصفهانى رحمه الله واقع شود .