تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 370

مساهمون:

ص٣٧٠
در كلام خودشان اين مطلب را به‌عنوان يك مطلب مسلّم دانسته‌اند و هيچ برهان و دليلى براى اين مسئله اقامه نكرده‌اند و حتّى استشهاد به وجدان هم ننموده‌اند . ايشان مىفرمايد : « گفته‌اند كه اراده جزء اخير علت تامّه است » ، درحالىكه مجرّدِ « گفته‌اند » نمىتواند مدرك و دليل باشد . ثانياً : ما وقتى خودمان مسئله را در خارج بررسى مىكنيم مىبينيم چنين چيزى واقعيت ندارد . واضح‌ترين موردى كه ممكن است در آن مسألهء علّيت و معلوليت تخيّل شود - و شايد همين مورد ، سبب چنين ادعائى شده است - آنجايى است كه ارادهء انسان متعلّق به نفس تحريك عضلات بشود ، در اينجا مراد ما نه مقدّمه لازم دارد و نه فاصلهء زمانى در كار است . مثلًا كسى نشسته است و ارادهء قيام مىكند و دست يا پاى خود را حركت مىدهد ، در اينجا مراد ، بلافاصله تحقّق پيدا مىكند . ولى آيا اگر چيزى پشت سر چيز ديگر تحقّق پيدا كرد ، بايد مسألهء علت و معلول - و اينكه اراده ، جزء اخير علت تامّه است - را مطرح كنيم . ؟ در اينجا واقعيات ديگرى وجود دارد . وقتى ما نشسته‌ايم و ارادهء قيام مىكنيم ، بايد اوّلًا : پاى ما سالم و در اختيارمان باشد ثانياً : مانعى در كار نباشد . در اينجا وقتى اراده مىكنيم ، قيام تحقّق پيدا مىكند ولى در همين‌جا يك واقعيتى مطرح است و آن اين است كه آيا قيامى كه ما اراده مىكنيم مطلق قيام است يا قيام همين‌الان كه نشسته‌ايم ؟ روشن است كه قيام مقيّد به همين‌الان را اراده مىكنيم و الّا گاهى اوقات انسان اراده مىكند حركت عضلات را ولى اين مقيّد به زمان استقبال است . مثلًا ممكن است شما امروز اراده كنيد كه فردا صبح پياده‌روى كنيد . روشن است كه پياده‌روى مقيّد به حال مراد شما نيست بلكه پياده‌روى مقيّد به فردا مراد شماست . اينجا در مراد يك خصوصيتى وجود دارد كه آن خصوصيت ، الآن تحقّق ندارد و فردا تحقّق پيدا مىكند . با اينكه ارادهء شما به چيزى غير از حركت عضلات تعلّق نگرفته است و اين اراده ، همين‌الان تحقّق دارد . ولى چون مراد شما مقيّد به استقبال است ، معنا ندارد كه همين‌الان تحقّق پيدا كند . در نتيجه خصوصيت حاليت است كه موجب