تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 368

مساهمون:

ص٣٦٨
تعبيرات عرفى بين اين دو عبارت فرق وجود دارد . تصميم و اراده در جايى است كه يك نيروى فعلى و يك قوّهء فعاله براى نفس پيدا شده باشد و ما - به تبعيت از امام خمينى رحمه الله - گفتيم كه اراده به خلّاقيت نفس تحقّق پيدا مىكند يعنى خداوند با اينكه خالق مطلق است ، شعبهء محدودى از خلّاقيت را به نفس انسان عنايت كرده است و هنگامى كه مبادى اراده تحقّق پيدا كرد ، انسان اراده را خلق مىكند . « 1 » وقتى در تعبيرات عرفى گفته مىشود : « آيا براى فلان كار اراده كردى يا نه ؟ » اين تعبير نشان مىدهد كه انسان مىتوانسته در مورد آن كار اراده كند و مىتوانسته اراده نكند . و چيزى كه مىتوانسته اراده كند و مىتوانسته اراده نكند ، نفس انسانى است . در نتيجه شوق ، يك حالت انفعالى و تأثّر براى نفس است اگرچه به مرحلهء كمال و تأكّد هم برسد . ولى اراده يك حالت فعلى و مؤثّريت براى نفس است و سنخ اين دو با يكديگر فرق مىكند ، پس چگونه مىتوان اراده را از مقولهء شوق به‌حساب آورد ؟ بلكه بعضى معتقدند كه شوق نه تنها اراده نيست بلكه در مبادى اراده هم دخالت ندارد . البته به اين معنا كه وجود شوق در مبادى اراده ضرورتى ندارد ، « 2 » لذا بعضى از مواقع انسان چيزهايى را اراده مىكند كه نسبت به آنها هيچ علاقه و شوقى ندارد . مثلًا مريض با نهايت كراهتى كه نسبت به استفادهء بعضى از داروها دارد ، استعمال آن را اراده مىكند ، به جهت فايده‌اى كه برآن مترتّب است . حتّى گاهى نياز به عمل جراحى پيدا مىكند به‌گونه‌اى كه منجر به قطع يكى از اعضاى او مىشود و با نهايت كراهتى كه نسبت به آن دارد ، ارادهء انجام آن عمل را مىنمايد . البته به‌نظر ما اين حرف داراى مناقشه است ، زيرا آنچه اين بعض مىگويد در صورتى درست است كه شوق را با مراد بسنجيم ، امّا اگر گفتيم : « اوّلين مبدأ اراده ،
هامش
( 1 ) - همان‌طور كه مسألهء تصوّر نيز به خلّاقيت نفس انسان حاصل مىشود . تصوّر ، وجود ذهنى است و كسانى كه قائل به وجود ذهنى مىباشند ، معتقدند « وجود ذهنى داراى واقعيت است و يك امر تخيّلى نيست » . و اين وجود ذهنى را نفس انسان خلق كرده است . ( 2 ) - هرچند در بسيارى از موارد تحقّق دارد .