مرحلهء كمال و تأكّد رسيده ولى محركيت آن نسبت به عضلات ، مشروط به آمدن زمانى است كه فردا مىخواهد تحقّق پيدا كند » . اينها در امور خارجيه - مثل مسألهء نار و احراق - جارى مىشود . اگر قوّهء شوقيه در نفس بهوجود آمد ، چه كمبودى در قوّهء عامله وجود دارد كه حالت انبعاث و تأثّر در آن به وجود آيد ؟ لذا به مجرّد تحقّق اين مرتبهء كامله ، معنا ندارد كه حالت انتظار در كار باشد . در نتيجه ما نمىتوانيم تصوّر كنيم كه ارادهء تكوينيه فعليت داشته باشد ولى مراد آن فاصلهء زمانى داشته باشد با اين اراده . مرحوم آخوند در اينجا براى اثبات امكان تعلّق ارادهء تكوينى به امر استقبالى مىفرمايد : آنجايى كه مراد انسان مقدّماتى لازم دارد كه انجام آنها مثلًا دو ساعت وقت لازم دارد ، آيا اراده ، به ذى المقدّمه - كه دو ساعت بعد واقع مىشود - تعلّق گرفته است يا نه ؟ اگر بگوييد : « تعلّق گرفته است » ، مىگوييم : « بنابراين تعلّق اراده به امر استقبالى مانعى ندارد » . و اگر بگوييد : « اراده به ذى المقدّمه - كه دو ساعت بعد واقع مىشود - تعلّق نگرفته است » ، مىگوييم : « پس چرا شما نسبت به انجام مقدّمات آن اقدام مىكنيد ؟ مگر ارادهء متعلّق به مقدّمه ، متولّد از ارادهء متعلّق به ذى المقدّمه نيست ؟ آيا مىشود كسى اراده نسبت به ذى المقدّمه نداشته باشد ، امّا نسبت به مقدّمه - بما أنّها مقدّمة - اراده داشته باشد ؟ پس همينكه شما نسبت به انجام مقدّمات اقدام مىكنيد و يكايك آنها را از روى اراده انجام مىدهيد ، به اين جهت است كه اراده ، به ذى المقدّمه تعلّق گرفته است » . مرحوم محقّق اصفهانى در پاسخ مرحوم آخوند مىفرمايد : در اينجا كه ما ذىالمقدّمهاى داريم كه داراى مقدّماتى است و مثلًا انجام آن مقدّمات ، دو ساعت وقت لازم دارد ، قبول داريم كه مسألهء تبعيت در كار است ، امّا در اينجا اراده به ذى المقدّمه تعلّق نگرفته است بلكه شوق ناقص - كه اوّلين مرتبهء شوق است - به ذى المقدّمه تعلّق
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 363
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٣٦٣