تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 359

مساهمون:

ص٣٥٩
تكوينيه و بخش ديگر مربوط به ارادهء تشريعيه است . ايشان در مورد ارادهء تكوينيه مىفرمايد : ارادهء تكوينيّه نمىتواند به يك امر استقبالى تعلّق بگيرد . مبناى كلام ايشان همان تعريف مشهورى است كه در باب اراده مطرح شده و آن اين است كه « الإرادة هو الشوق المؤكّد المحرّك للعضلات نحو المراد » يعنى اراده عبارت از شوق مؤكّدى است كه عضلات و جوارح انسان را به‌طرف مراد حركت مىدهد . ايشان مىفرمايد : نفس انسان با اينكه اتّصاف به وحدت دارد ولى درعين‌حال داراى قواى متعدّد - و به تعبير ديگر : داراى مراتب و منازل - است . 1 - يكى از قوايى كه در نفس وجود دارد و مربوط به همين مسألهء اراده است ، عبارت از قوهء عاقله است . خداوند اين خصوصيت را به نفس انسان داده است كه فايدهء شيئى را كه مىخواهد متعلّق اراده قرار دهد ، تعقّل و ادراك مىكند . قوّهء عاقله ادراك مىكند كه اين شىء داراى فوايدى است كه در ارتباط با نفس انسان است . مثلًا تصديق به فايدهء مراد - كه يكى از مبادى اراده است - به همين قوّهء عاقله نفسانيه مربوط است . نفس بايد درك كند وجود اين فايده و نتيجه را براى مراد و اين كه نفع مراد - از جهت دينى يا دنيايى - به خود نفس برمىگردد . تصوّر نيز - كه اوّلين مبدأ اراده است - ارتباط به همين قوّهء عاقله دارد ، زيرا تصوّر عبارت از التفات نفس انسان به شىء متصوَّر است . « 1 » 2 - يكى ديگر از قواى مربوط به نفس عبارت از قوّهء شوقيه است . شوق عبارت از اين است كه نفس انسان نسبت به شىء مراد تمايل و علاقه پيدا كند . شوق ، با وجود اينكه خودش يكى از مراتب نفس است ولى درعين‌حال داراى شدّت و ضعف و كمال و نقص است . سپس مىفرمايد : اوّلين مرتبهء شوق ، لازم نيست به يك امر مقدورى تعلّق بگيرد
هامش
( 1 ) - اگرچه مرحوم اصفهانى در كلام خود مسألهء تصوّر را مطرح نكرده‌اند ولى بايد توجه داشت كه با ذكر « تصديق به فايده » در مقام حصر قوهء عاقله به « تعقّل و ادراك تصديق به فايده » هم نبوده‌اند . بلكه خواسته‌اند مثالى در اين زمينه مطرح كرده باشند .