رحمه الله : صاحب فصول رحمه الله ناچار است بگويد : « صلاة نسبت به وقت واجب مشروط است و حج نسبت به وقت واجب معلّق است ، بههمينجهت تحصيل گذرنامه ، قبل از آمدن وقت ، واجب است » . ولى ما فرقى بين آن دو نمىبينيم بلكه بهنظر ما ، هم حج و هم صلاة نسبت به وقت ، واجب مشروط مىباشند . همانطور كه تا وقتى زوال حاصل نشده است ، وجوبى براى نماز ظهر و عصر تحقّق پيدا نمىكند ، تا وقتى هم كه ايّام خاص حج حاصل نشود ، حجّ واجب نمىشود . يعنى وجوب حج داراى دو شرط است :
استطاعت و فرارسيدن وقت - يا خروج كاروان - و مجرد استطاعت يا خروج كاروان ، به تنهايى براى وجوب حج كفايت نمىكند . اشكال : براساس اين مبنا ، كسى كه مستطيع شد ، حج برايش واجب نمىشود ، در اين صورت چه لزومى دارد كه به دنبال تهيهء مقدّمات برود ؟ « 1 » جواب : طبق بيانى كه قبلًا مطرح كرديم مىگوييم : بين استطاعت و آمدن وقت فرق وجود دارد . حصول استطاعت قابل پيشبينى نيست امّا آمدن وقت حج قابل پيشبينى است . بنابراين وقتى مكلّف استطاعت پيدا كرد ، بهطور قطع مىداند كه شرط دوّم وجوب - يعنى وقت - خواهد آمد ، آنوقت ملاحظه مىكند كه اگر بخواهد مقدّمات را بعد از فرارسيدن وقت حج انجام دهد ، امكان تحقّق حج وجود نخواهد داشت ، لذا براى اينكه حج از او فوت نشود واجب است مقدّمات را فراهم كند . امّا وجوب تحصيل مقدّمات ، در ارتباط با وجوب فعلى حج نيست . پس ما توانستيم راه سوّمى براى انكار واجب معلّق صاحب فصول رحمه الله پيدا كنيم به اين صورت كه بگوييم : « آنچه صاحب فصول رحمه الله بهعنوان واجب معلّق مطرح كرده ،
هامش
( 1 ) - زيرا وجوب مقدّمه ، غيرى است و بالملازمه ثابت مىشود و يكى از دو طرف ملازمه ، وجوب ذى المقدّمه است و قبل از موسم ، حج واجب نيست .