خارج انجام دهد ، دو راه براى انجام آنها وجود دارد : يكى اينكه خودش آن عمل را اراده كرده و با توجه به مبادى اراده ، آن عمل را مباشرتاً انجام دهد . ديگر اينكه فرزند يا عبدِ خود را مأمور براى انجام آن كار بنمايد تا به دست آنان اين عمل در خارج تحقّق پيدا كند . بنابراين امر آمر جانشين ارادهء فاعل است ولى تحقّق مطلوب فاعل به دنبال ارادهء او ، مباشرتاً مىباشد امّا به دنبال امر به مأمور ، با طريقيت مأمور - و بهعبارت ديگر :
با تسبيب مأمور - مىباشد . اختلاف اين دو فقط در مباشرت و تسبيب است و در مراحل ديگر فرقى ميان اين دو نيست . پس از بيان مقدّمهء فوق مىگوييم : از بررسى موارد ارادهء فاعلى درمىيابيم كه اين موارد مختلف است گاهى از اوقات ارادهاى كه از انسان تحقّق پيدا مىكند ، « 1 » بهصورت مطلق ، به مراد تعلّق گرفته است و هيچ قيدى - نه در ارتباط با اراده و نه در ارتباط با مراد - مطرح نيست . مثلًا انسانى كه از شدّت تشنگى يا گرسنگى در شرف هلاكت است ، ارادهاى كه نسبت به شرب ماء يا اكل طعام مىكند ، هيچ قيد و شرطى ندارد بلكه فقط براى حفظ جان اوست . خواه رفع تشنگى با آب سرد باشد يا آب گرم ، در ظرف بلورى باشد يا ظرف ديگر و يا در دست باشد . و يا در مورد طعام براى او فرقى نمىكند كه چه طعامى و در چه ظرفى و با چه شرايطى باشد . ولى گاهى از اوقات ارادهء انسان بهصورت مقيّد به مراد تعلّق مىگيرد ، مثل اينكه تشنگى يا گرسنگى او به حدّى نيست كه مشرف به هلاكت باشد . آب مىطلبد امّا آب سرد در ظرف بلورى تميز . بهطورى كه اگر آب گرم در اختيار او قرار داده شود و يا آب سرد در ظرف نامناسب باشد ، مىگويد : تشنگى را تحمل مىكنم ولى چنين آبى را نمىآشامم . آيا اين قيد به اراده ارتباط دارد يا به مراد ؟ « 2 »
هامش
( 1 ) - در بحثهاى مربوط به اراده گفتيم : اراده ، به خلّاقيت نفس وجود پيدا مىكند و اين عنايتى است كه خداوند به نفس انسانى كرده و شعبهاى كوچك از خلّاقيت را در اختيار او قرار داده است .
( 2 ) - چون در باب امر ، امر جانشين اراده و مأمور به جانشين مراد است .