ديگر وجوب پيدا كند ، مثل اين كه كسى نذر كند برود كار كند تا استطاعت برايش حاصل شود ، اين تحصيل استطاعت - بهعنوان وفاى به نذر - واجب مىشود ولى بحث ما در وجوب مقدّمى است كه از ناحيهء وجوب ذى المقدّمه حاصل مىشود و چنين وجوبى در اينجا معنا ندارد . 4 - مقدّمهء علم : در فقه از اين مقدّمه به « مقدّمهء علميه » تعبير شده است . فقهاء در بسيارى از موارد اين معنا را مطرح كردهاند . بلكه قاعدهء اشتغال كه مىگويد : « اشتغال يقينى ، برائت يقينى لازم دارد » عبارت اخراى همين مقدّمهء علميه است . مقدّمهء علميه در بسيارى از مواضع فقه مطرح شده است ، خصوصاً در باب شبهات موضوعيه . مثلًا گفتهاند : « اگر كسى در بيابان بود و قبله براى او مشتبه شد بهطورى كه نسبت به هريك از جهات چهارگانه احتمال قبله مىدهد و راهى براى تشخيص قبله وجود ندارد ، واجب است به هر چهار طرف نماز بخواند » اين مسألهاى است كه هم عقل به آن حكم مىكند و هم روايت برطبق آن وارد شده است « 1 » . يا در باب وضو اگرچه واجب ، شستن صورت است و حدود آنهم مشخص شده است « 2 » ولى فقهاء مىگويند : « بايد مقدارى بيشتر از حدّ شسته شود تا انسان يقين پيدا كند كه شستنِ واجب ، تحقّق پيدا كرده است » . در مورد شستن دست هم اگرچه واجب است از مرفق تا رئوس اصابع شسته شود ولى فقهاء مىگويند : « لازم است مقدارى بالاتر از مرفق هم شسته شود تا انسان يقين كند كه شستن واجب تحقّق پيدا كرده است » . همان گونه كه گفتيم : « مقدّمهء علميه همان اصالة الاشتغال است » اصالة الاشتغال يكى از اصول عمليه چهارگانه است و اين اصل يك اصل عقلى است و ارتباطى به شارع ندارد و اگر شارع گاهى برطبق آن حكمى مطرح كرده - مثل مسألهء قبله - اين بهصورت تعبّد نيست بلكه ارشاد به حكم عقل است . اگر در ارتباط با قبله ، روايتى هم
هامش
( 1 ) - وسائل الشيعة ، ج 3 ( باب 8 من أبواب القبلة )
( 2 ) - و آن « ما دارت عليه الإبهام و الوسطى » است .