تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣
وجود نداشت و ما مراجعه به حكم عقل مىكرديم ، عقل مىگفت : « چون نماز خواندن به‌طرف قبله واجب است ، اگر بخواهيد يقين پيدا كنيد كه نماز به‌طرف قبله تحقّق پيدا كرده است ، بايد چهار نماز به چهار طرف بخوانيد » . بنابراين ضرورت و لزوم عقلى مقدّمهء علميه جاى هيچ ترديدى نيست و ازنظر معناى مقدّميت هم ، مغايرت مقدّمهء علميه با مقدّمهء وجود روشن است . مقدّمهء وجود چيزى است كه تكوين و خارجيت مأمور به بدون آن ممكن نيست ولى مقدّمهء علميه در تكوين و خارجيت مأمور به نقشى ندارد بلكه ما را آگاه مىكند كه مأمور به در خارج تحقّق پيدا كرده است . لذا مقدّمهء علميه ، واقعاً به‌عنوان مقدّمهء مأمور به نيست . ممكن است همان جهت اوّل كه ما نماز خوانديم سمت قبله باشد . امّا اگر ما بخواهيم علم پيدا كنيم به اينكه مأمور به - يعنى صلاة به‌سوى قبلهء واقعى - تحقّق پيدا كرده بايد به چهار طرف نماز بخوانيم درحالىكه اصل صلاة به‌سوى قبله توقف بر اين معنا ندارد . يا در باب شستن دست ، اينكه گفته مىشود : « مقدارى بالاتر از مرفق شسته شود » ، اين در تحقّق شستن مرفق نقشى ندارد بلكه در علم به تحقّق شستن مرفق نقش دارد . معنا ندارد بگوييم : « بايد مقدارى بالاتر از مرفق شسته شود تا واقعاً شستن مرفق تحقّق پيدا كند » ، چنين چيزى تناقض صدر و ذيل است . به‌خلاف اينكه بگوييم : « بايد مقدارى بالاتر از مرفق شسته شود تا علم به تحقّق شستن مرفق حاصل شود » . لذا اگرچه مقدّمهء علميه ، يك قسمى از مقدّمات است و از نظر معنا هم عنوانى مغاير با مقدّمهء وجود است ولى درعين‌حال نمىتواند داخل در بحث ما باشد ، زيرا نزاع ما در مقدّمهء واجب است . مقدّمهء واجب يعنى مقدّمهء « تحقّق واجب » ، درحالىكه مقدّمهء علميه ، مقدّمهء « علم به تحقّق واجب » است و بين اين دو عنوان فرق وجود دارد . اشكال : ممكن است كسى بگويد : شما از طرفى مىگوييد : « مقدّمهء علميه ، لزوم عقلى دارد » و از طرف ديگر مىگوييد : « نزاع در باب مقدّمهء واجب ، نزاع در يك مسألهء عقلى است » . پس چرا بحث مقدّمهء علميه را از نزاع در باب مقدّمهء واجب خارج مىدانيد ؟ جواب : ما در بحث‌هاى گذشته گفتيم : « اگرچه نزاع در باب مقدّمهء واجب ، نزاع در