تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
سپس مىفرمايد : وجوب تبعى ، فقط در واجبات غيريه تصوّر مىشود و ما حتى يك واجب نفسى هم نداريم كه وجوبش تبعى باشد . در نتيجه هر واجب نفسى ، اصلى هم مىباشد ولى واجب غيرى بر دو قسم است : اصلى و تبعى » . « 1 » حال كه چنين است ما مىگوييم : مولا وقتى مىگويد : « ادخل السوق و اشتر اللّحم » ، در اينجا « دخول سوق » با توجه به اينكه مقدّمه براى اشتراء لحم است ، واجب غيرى و به‌لحاظ اينكه متعلّق ارادهء اصلى مولا قرار گفته واجب اصلى است . امّا در جايى كه فقط « اشتر اللّحم » را مىگويد ، « دخول سوق » به‌عنوان واجب تبعى مطرح است . يعنى در اينجا هم « دخول سوق » وجوب دارد ولى وجوب آن به تبعيت از وجوب اشتراء لحم است امّا غيرى بودن وجوب دخول سوق در هر دو صورت باقى است . پس در اينجا در عين اينكه ملازمه بين وجوبين تحقّق دارد و ما هم يقين داريم غير از « اشتر اللّحم » چيز ديگرى از مولا صادر نشده ، وجوب تبعى در جاى خودش محفوظ است . در نتيجه به‌نظر مىرسد كه ما ملازمه را بين وجوبين قرار دهيم ، البته با آن اصلاحى كه امام خمينى رحمه الله در اين زمينه مطرح كردند ، نه اينكه حكم را مربوط به اراده بدانيم .

آيا مسألهء ملازمه در مقدّمهء واجب ، مسأله‌اى عقلى است يا لفظى ؟

مرحوم آخوند معتقد است : مسألهء ملازمه ، يك مسألهء عقلى محض است و هيچ ارتباطى به مباحث الفاظ و باب دلالات ندارد و اين مسئله همانند مسألهء ملازمه بين حكم عقل و حكم شرع مىباشد . « 2 »
هامش
( 1 ) - كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 194 ( 2 ) - كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 139