ركعتَ » چه نقشى مىتواند داشته باشد ، آنهم بهعنوان جزئى كه از اركان نماز است ؟ پاسخ : اگر بخواهيم « بلى قد ركعتَ » را از لَغويت خارج كنيم ، چارهاى جز اين نيست كه به كمك دليل « بلى قد ركعتَ » در دليل جزئيت ركوع تصرّف كرده و بگوييم :
« اگرچه ظاهر دليل جزئيت ركوع ، جزئيت ركوع واقعى است ولى « بلى قد ركعتَ » مىگويد : آنچه براى نماز جزئيت دارد ، اعمّ از ركوع واقعى و ظاهرى است » . اگر « بلى قد ركعتَ » يك چنين تصرّف و توسعهاى در دليل جزئيت ركوع براى صلاة داشته باشد و بعد از نماز معلوم شود كه در مورد شك در ركوع ، به حسب واقع نماز شما فاقد ركوع بوده ، نمىتوانيم حكم به بطلان صلاة بنماييم ، زيرا آنچه براى نماز جزئيت داشته خصوص ركوع واقعى نبوده بلكه شامل ركوع ظاهرى هم بوده است و « بلى قد ركعتَ » بر تحقّق ركوع ظاهرى دلالت مىكند . لذا همان بيانى كه در ارتباط با حكومت قاعدهء طهارت بر دليل « صلّ مع الطهارة » مطرح كرديم ، در اينجا نيز مطرح مىكنيم . 8 - اجزاء در مورد قاعدهء شك بعد از وقت اگر كسى بعد از وقت شك كرد كه آيا نمازش را در وقت خوانده است يا نه ؟ اينجا شارع مىگويد : « به اين شك اعتنا نكن و بنا بگذار بر اينكه نماز در وقت انجام شده است » . حال اگر كسى به اين قاعده استناد كرده و از قضاى نماز خوددارى كرد و پس از مدّتى معلوم شد كه آن نماز مشكوك ، اتيان نشده است ، آيا استناد به قاعدهء مذكور موجب اجزاء است ؟ از مباحث گذشتهء ما معلوم گرديد كه مسألهء اجزاء در جايى مطرح است كه عملى در خارج انجام شده باشد ، امّا در جايى كه معلوم شود عملى انجام نگرفته ، چه چيزى مىتواند مجزى از واقع باشد ؟ چيزى تحقّق پيدا نكرده كه بخواهد مجزى از واقع باشد .
لذا ناچاريم بگوييم : قاعدهء شك بعد از وقت شبيه چيزى است كه مرحوم نائينى در مورد قاعدهء طهارت بيان فرمود و ما آنجا از ايشان نپذيرفتيم . ولى در اينجا آن حرف را قبول
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 173
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص١٧٣