تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
ممكن است به حسب واقع ، اين لباس آلوده به خون شده باشد و دليل هم مىگويد « الدم نجس » . 2 - دليل تنجّس ملاقى با نجس . حال بايد ببينيم دليل « كلّ شيء طاهر » چه لسانى نسبت به اين دو دليل دارد ؟ دليل « كلّ شيء طاهر » با اين دو دليل قابل جمع است و جمع آنها همان جمع بين حكم ظاهرى و حكم واقعى است كه در جاى خودش بحث خواهد شد . « كلّ شيء طاهر » نمىخواهد با « دليل تنجّس ملاقى با نجس » مخالفتى كرده يا در آن تصرّفى بنمايد و مثلًا آن را تخصيص يا تقييد بزند و مثلًا بگويد : « كلّ ما يلاقي الدم فهو متنجّس إلّا ما إذا كانت الملاقاة مشكوكة » . چنين چيزى در كار نيست . « كلّ شيء طاهر » هيچ‌گونه درگيرى با « دليل نجاست نجس » و « دليل تنجّس ملاقى با نجس » ندارد . نكتهء چهارم : با توجه به اينكه قاعدهء طهارت حكم به « طهارت ظاهريه » مىكند ، بايد ببينيم آيا مراد از « طهارت ظاهريه » چيست ؟ اين مطلب ، به‌عنوان اساس براى بحث اجزاء و عدم اجزاء است . ما ملاحظه مىكنيم كه شارع مقدّس احكامى را بر طهارت واقعيه جعل كرده ، مثلًا فرموده است : « خوردنى و آشاميدنى انسان بايد طاهر باشد » . و يا شارع طهارت را به‌صورت قيد يا شرط در بعضى عبادات معتبر دانسته است . مثلًا طهارت لباس و بدن را به‌عنوان يكى از شرايط صلاة دانسته است . كه هر دوى اين‌ها را در صحيحهء زراره به‌عنوان « طهارت مصلّي » دانسته و فرموده است : « لأنّك كنت على يقين من طهارتك » . آثار ديگرى هم بر طهارت مترتّب شده است . از جمله اينكه ملاقات شىء مرطوب با شىء طاهر موجب تنجّس آن نمىشود . اگر ما باشيم و نفس اين ادلّه - و قاعده‌اى به نام قاعدهء طهارت وجود نداشته باشد - اين‌ها ظهور در طهارت واقعيه دارند . در اين ميان « كلّ شيء طاهر » مىآيد و براى تسهيل و امتنان بر امّت ، طهارت ظاهريه‌اى جعل مىكند . ولى آيا نقش اين طهارت