تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩
همين‌جا وجود انشائى را پياده مىكنيم و مىگوييم : وجود انشائى عبارت از اين است كه اين امر اعتبارى به نام بيع - به اعتقاد بايع - به « بعت » تحقق پيدا كند . اين امر اعتبارى ، گاهى منشأ اعتبار عقلاء و شارع مىشود و گاهى هم منشأ اعتبار آنان نيست ، مثل اينكه معامله‌اى واقع شود كه هم عقلاء آن را باطل مىدانند و هم شارع . اما در همان معاملهء فاسد ، وجود انشائى تحقق پيدا كرده ولى نه شارع اثرى برآن مترتب كرده و نه عقلاء .

2 - نظريهء آيت‌اللَّه خويى « دام ظلّه »

ايشان مىفرمايد : به‌نظر ما انشاء عبارت از اين است كه انسان به‌وسيلهء لفظ يا شبه لفظ ، آنچه در نفس دارد ابراز كند . آنچه در نفس است گاهى يك امر حقيقى و واقعى است ، مثل مواردى كه طلب حقيقى در كار باشد . اگر مولا به دنبال طلب حقيقى ، جملهء انشائيه‌اى صادر كرد ، اين جملهء انشائيه ، از آن طلب حقيقى كه در نفس مولاست پرده برمىدارد . و گاهى آنچه در نفس است عبارت از يك امر اعتبارى و طلب اعتبارى است ، مثل اينكه در نفس خود ، ملكيت يا زوجيّت را اعتبار كند . در اينجا ، « بعت » يا « أنكَحْتُ » مىآيد و آن اعتبار نفسانى را ابراز مىكند . سپس مىفرمايد : اصلًا اين مسألهء ابراز ، اختصاص به جمل انشائيه ندارد بلكه در جمل خبريه نيز همين‌طور است . هيئت جملهء خبريه ، براى ابراز آنچه در نفس مخبر است وضع شده است . آنچه در نفس مخبر است عبارت از قصد حكايت از يك واقعيت است و جملهء خبريه مىآيد آن را ابراز مىكند . بنابراين ، فرق بين جملهء خبريه و انشائيه در ارتباط با ما في النفس است . اگر ما في النفس ، قصد حكايت از يك واقعيت باشد ، جاى جملهء خبريه است ولى اگر قصد حكايت نباشد بلكه واقعيتى در خود نفس يا امرى اعتبارى در خود نفس وجود داشته باشد از آن به جملهء انشائيه تعبير مىشود . « 1 »
هامش
( 1 ) - البيان في تفسير القرآن ، ص 410