تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
ولى به‌واسطهء كثرت استعمال در طلب انشائى ، انصراف به طلب انشائى پيدا كرده است ، به‌گونه‌اى كه از شنيدن كلمهء طلب بدون قيد ، ذهن ما به‌سوى طلب انشائى مىرود . « 1 »

مقايسهء بين طلب و اراده در كلام مرحوم آخوند

مرحوم آخوند ، در مقايسهء بين طلب و اراده مىفرمايد : ما معتقديم طلب و اراده داراى معناى واحدى بوده و درحقيقت ، اين دو لفظ ، مترادفند ولى در مقام انصراف ، بين آن دو تغاير وجود دارد ، به‌طورى كه كلمهء طلب ، انصراف به طلب انشائى و كلمهء اراده ، انصراف به ارادهء حقيقيه پيدا مىكند . همين اختلاف در مقام انصراف ، سبب شده كه بعضى از علماى اماميه خيال كنند اختلاف بين طلب و اراده ، اختلاف واقعى و مربوط به معناست . همان‌طورى كه اشاعره يك چنين چيزى را قائل شده‌اند . درحالىكه اختلاف بين اين دو ، در ارتباط با مقام انصراف است و از جهت معنا و مفهوم ، اختلافى بين آن دو وجود ندارد همان گونه كه معتزله و جمهور اماميه قائل به اين مطلب مىباشند . مرحوم آخوند سپس به نقد و بررسى نظريهء اشاعره و نظريهء معتزله پرداخته است . « 2 » قبل از ورود به بحث ، لازم است مقدارى در ارتباط با تاريخچهء پيدايش اين دو گروه بحث كنيم :

تاريخچهء پيدايش اشاعره و معتزله

مسائل اعتقادى كه در رأس آنها وجود مقدس خداوند متعال و صفات ثبوتى و سلبى حضرتش و مسألهء معاد است . از ديرباز و قرنها قبل از اسلام مطرح بوده است .
هامش
( 1 ) - كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 93 ( 2 ) - كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 93