ظاهراً مشهور هم همين معنا را در ارتباط با انشاء مطرح كردهاند . « 1 »
اشكال آيتاللَّه خويى « دام ظلّه » بر مشهور
آيتاللَّه خويى « دام ظلّه » مىفرمايد : مراد شما از اينكه مىگوييد : « معنا ، به سبب لفظ تحقق پيدا كند » چيست ؟ لفظ و معنا دو مقولهء جدا مىباشند و نمىشود لفظ ، معنا باشد و يا معنا ، لفظ باشد . آيا مىخواهيد بگوييد : « وقتى واضع ، لفظ را براى معنا وضع كرد ، علقه و ارتباطى بين اين لفظ و معنا تحقق پيدا مىكند و لفظ ، وجودى براى معنا مىشود ، بهگونهاى كه حسن و قبح معانى ، به الفاظ سرايت مىكند » ؟ اگر چنين چيزى مىخواهيد بگوييد بايد در هر لفظ و معنايى اين حرف را بزنيد . در جملات خبريه هم ، لفظ و معنا و علقهء وضعيه وجود دارد بلكه در مفردات نيز همينطور است ، انسان ، لفظى است كه براى معنايى وضع شده است پس شما بايد اينجا هم مسألهء انشاء را مطرح كنيد . درحالىكه شما ( مشهور ) دايرهء انشاء را فقط منحصر به يك قسم از جملات - يعنى جملات انشائيه - مىدانيد . و اين حرف را در مورد مفردات و جملات خبريهاى كه در آنها اخبار اراده شده است مطرح نمىكنيد . و اگر مراد شما وجود معنا با قطعنظر از ارتباط وضعى بين لفظ و معناست پس مىگوييم : اگر معنا داراى وجود حقيقى باشد - مثل جسم ، كه وجود حقيقى جوهرى دارد - و بياض ، كه وجود حقيقى عرضى دارد - لفظ نمىتواند منشأ تحقق وجود حقيقى باشد . تحقق وجود حقيقى داراى علل و اسبابى تكوينى است و لفظ ، مدخليتى در آنها ندارد . اما اگر معنا داراى وجود اعتبارى باشد ، در باب امور اعتباريه ، ملاك اعتبار در دست
هامش
( 1 ) - آيتاللَّه خويى اين مطلب را به مشهور نسبت داده و نامى از شهيد اوّل رحمه الله به ميان نياورده است . رجوع شود به : البيان في تفسير القرآن ، ص 409 و 410