تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
مىشود . امر اعتبارى تحقق دارد ، امّا وعاء آن ، غير از وعاء واقع و غير از وعاء ذهن است . ولى امور اعتباريه ، در فلسفه حظّى ندارند زيرا فلسفه به دنبال يك واقع به‌معناى اعم است لذا مسألهء وجود ذهنى هم در فلسفه محلّ بحث قرار گرفته كه آيا حظّى از حقيقت دارد يا نه ؟ چه رسد به امر اعتبارى كه انسان هرچه ملاحظه مىكند مىبيند چيزى وجود ندارد ، نه در زيد تغييرى به‌وجود آمده نه در عَمرو و نه در كتاب . بله مىتوان گفت : وجود انشائى محدود به اعتباريات نيست و بعضى از مفاهيم واقعيّه را هم دربر مىگيرد . مفاهيمى چون استفهام ، تمنّى ، ترجّى و . . . از اين قبيلند ، كه در عين اينكه داراى وجود انشائى هستند ، مصداق حقيقى و واقعى هم دارند . طلب مورد بحث ما هم از اين قبيل است كه چند جور وجود براى آن تصوّر مىشود . مرحوم آخوند مىفرمايد : استفهام‌هايى كه در قرآن در ارتباط با خداوند مطرح شده ، استفهام حقيقى نيست ، زيرا استفهام حقيقى ، ناشى از جهل استفهام‌كننده است و چنين چيزى در ارتباط با خداوند محال است . بلكه اين استفهام‌ها ، استفهام انشائى است . استفهام انشائى - براى خاطر اغراض و اهدافى - در مورد خداوند متعال ، مانعى ندارد . در باب ترجّى و تمنّى نيز اين‌گونه است . « 1 » هريك از اين مفاهيم ، داراى سه نوع وجود مىباشند : وجود ذهنى ، وجود حقيقى و وجود انشائى . وجود ذهنى آنها ، عبارت از تصور همين مفاهيم است و وجود انشائى آنها به اين معناست كه الفاظى گفته شود و به سبب آن الفاظ ، تحقق اين معانى اراده شود . مثلًا متكلم مىخواهد مفهوم طلب با گفتن « اضْرِبْ » تحقق پيدا كند و يا مفهوم استفهام با گفتن ( وَ مَا تِلكَ بِيَمينِك يَا مُوسى ) « 2 » تحقق پيدا كند . و همين‌طور است ليت و لعل‌ّهايى كه در قرآن وجود دارد .
هامش
( 1 ) - كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 102 و 103 ( 2 ) - طه : 17
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 94 | الشيخ فاضل اللنكراني