بررسى كلام مرحوم آخوند : به حسب ظاهر ، كلام مرحوم آخوند ناتمام است زيرا اينجا كه ايشان مىفرمايد :
« غرض نهايى تأمين نشده است » و مثال مىزند به اينكه هدف مولا از امر به آوردن آب ، عبارت از شرب يا وضو گرفتن و . . . بوده است و وقتى عبد ظرف آب را در اختيار مولا بگذارد ، تا زمانى كه مولا شرب نكرده يا وضو نگرفته است ، غرض نهايى حاصل نشده است . اينجا اين سؤال مطرح مىشود كه مقصود از غرض نهايى چيست ؟ مولا ممكن است اغراض زيادى داشته باشد ولى آن غرضى كه به عبد ارتباط پيدا مىكند و مولا بهوسيلهء امر مىخواهد به آن برسد ، بايد ملاك قرار گيرد . بهعبارت روشنتر :
مقصود از غرضِ در ارتباط با امر ، عبارت از چيزى است كه فعل عبد ، محصِّل آن بوده و نقشى در تحقق آن داشته باشد . وقتى مولا به عبد دستور مىدهد كه ظرف آبى براى او بياورد تا رفع عطش كند ، رفع عطش مولا به دو فعل نياز دارد كه يك فعل آن مربوط به عبد و فعل ديگر آن مربوط به مولاست . يعنى بايد ابتدا مولا تمكّن از آب پيدا كند سپس با فعل خودش رفع عطش كند ، زيرا مأمور به اين نبود كه مولا به عبد بگويد :
« عطش مرا بر طرف كن » بلكه مأمور به اين بود كه ظرف آبى در اختيار مولا قرار گيرد و مولا دسترسى به آب داشته باشد . بنابراين مسألهء غرض نهايى كه شما مطرح مىكنيد ، مترتب بر دو فعل است كه يكى از آن دو مربوط به عبد و ديگرى مربوط به خود مولاست ، مخصوصاً در مثل وضو گرفتن كه حتماً بايد با مباشرت خود مولا انجام گيرد .
در نتيجه در مسألهء غرض نهايى ، آنچه به عبد ارتباط دارد ، نمىتواند مسألهء وضو گرفتن و شرب باشد ، زيرا ما بايد غرض را در محدودهء فعل مكلّف فرض كنيم ، بايد غرض چيزى باشد كه فعل مكلّف علّت تامّه براى تحقق آن باشد . اينكه خود شما ( مرحوم آخوند ) مىفرماييد : « به مجرّد تحقق غرض ، امر ساقط مىشود ، زيرا غرضْ علّت محدثهء امر بوده و تا زمانى كه غرض باقى است ، امر هم باقى است » ، آيا مراد از اين غرض ، كدام غرض است ؟ آيا غرضى است كه هم فعل عبد در آن نقش دارد و هم
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 491
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٤٩١