ما بايد ابتدا ببينيم هدف از اين كار چيست ؟ كسى كه يك فرد را ايجاد كرده و به دنبال آن فرد دوم را ايجاد مىكند ، از اين كار ، چه هدفى دارد ؟ يك وقت هدفش اين است كه فرد دوم را جايگزين فرد اوّل كند ، مثل اينكه مىخواهد فرد اوّل را از دايرهء امتثال خارج كند - و حتى مثلًا ليوان اوّل را از جلو مولا بردارد - و فرد دوم را جايگزين آن بنمايد بهگونهاى كه امتثالْ به فرد دوم تحقق پيدا كند . از اين تعبير مىكنند به تبديل امتثال به امتثال ديگر . اما يكوقت مىخواهد فرد دوم را كنار فرد اوّل قرار داده و مجموع دو فرد را امتثال واحد قرار دهد - مثلًا ليوان دوم را كنار ليوان اوّل قرار دهد - طبق همان مبنايى كه ما گفتيم كه اگر ده فرد هم باشد ، يك امتثال تحقّق پيدا مىكند و گفتيم كه از عبارت مرحوم آخوند هم - در افراد عَرْضيه - همان وحدت امتثال استفاده مىشود اگرچه در كلام ايشان تصريحى به اين مطلب نشده است ولى درعينحال ظهور در يك چنين معنايى دارد .
كلام مرحوم آخوند
مرحوم آخوند در اينجا مطلبى دارد كه درحقيقت ، تفصيلى در مسألهء افراد طوليه است . ايشان مىفرمايد : فردى را كه مكلّف اوّلًا ايجاد مىكند به دو صورت است : 1 - با ايجاد آن فرد ، غرض نهايى مولا حاصل مىشود . 2 - با ايجاد آن فرد ، غرض نهايى مولا حاصل نمىشود . توضيح : بهنظر مرحوم آخوند ، مولا مىتواند دو غرض داشته باشد ، يكى غرض از امر و ديگرى غرض نهايى . غرض از امر اين است كه مولا ، عبد خود را امر مىكند به اينكه آبى در اختيار او قرار دهد ، عبد هم ظرف آبى در اختيار مولا قرار مىدهد . در اين صورت ، غرض از امر حاصل شده است .