ولى غرض نهايى مولا مثلًا وضو گرفتن با اين آب يا نوشيدن آن است و در جايى كه عبد ظرف آب را در اختيار مولا قرار داد تا وقتى كه مولا از آن استفاده نكرده است ، هدف نهايى او حاصل نشده است . اما گاهى به مجرّد ايجاد همان فرد اوّل ، غرض نهايى مولا حاصل مىشود ، مثل اينكه غرض مولا اين بوده كه بندهء مسلمانى آزاد شود ، در اين صورت به مجرّد اينكه مكلّف بگويد : « أعتقت عبدي زيداً » غرض نهايى مولا حاصل شده است . مرحوم آخوند بين اين دو ، تفصيل قائل است . البته ايشان مثال « أعتقت » را مطرح نمىكند ولى اين مثال روشن آن بود كه ما ذكر كرديم . مرحوم آخوند مىفرمايد : در مثل « أعتقت » ، ايجاد فرد دوم نمىتواند عنوان امتثال پيدا كند ، زيرا با ايجاد فرد اوّل ، تمام غرض و هدف مولا حاصل شده و امر ساقط مىشود و ديگر چيزى نيست كه زمينهاى براى امتثال نسبت به فرد دوم و فرد متأخّر داشته باشد . در اينجا هرچند ما فرض كنيم كه عتق عبد دوم داراى فضيلت هم باشد - مثل اينكه عبد مسلمان و باتقوا و پيرمرد باشد - ولى درعينحال ، نمىتواند در ارتباط با امتثال ، نقشى داشته باشد . لذا در اينجا نه مىتوان مسألهء جايگزينى امتثال دوم نسبت به امتثال اوّل را مطرح كرد و نه مسألهء اين كه مجموع را بهعنوان امتثال واحد قرار دهد . اما در جايى كه با انجام مأمور به ، غرض نهايى مولا حاصل نمىشود ، ايشان مىفرمايد : « مانعى ندارد كه مكلّف ، امتثال اوّل را به امتثال ديگرى تبديل كند و مثلًا ظرف آب اوّل را برداشته و ظرف آب بهترى بهجاى آن قرار دهد و با اينكه فرد دوم از نظر زمانْ تأخّر دارد ولى درعينحال به آن عنوان امتثال داده مىشود و حتّى اين عنوان از فرد اوّل گرفته مىشود و فرد اوّل را از دايرهء امتثال خارج مىكند » . « 1 »
هامش
( 1 ) - كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 121 و 122