ولى در مقام امتثال ، ايجاد يك فرد براى تحقّق مأمور به كفايت مىكند و ايجاد بيش از يك فرد ، ضرورتى ندارد . اين مسئله جاى بحث نيست . بحث در اين است كه مكلّف ، در مقام امتثال ، به جاى وجود واحد ، وجودات متعدّد را ايجاد كند كه اين خود داراى دو صورت است كه هر دو قابل بحث است : يكى اينكه مكلّف ، اين افراد را دفعتاً و در عرض واحد ايجاد كند ، بدون اينكه تقدّم و تأخّرى وجود داشته باشد ، مولا مىگويد : « عتقِ عبد واجب است » و اين شخص ده عبد دارد ، به صيغهء واحد خطاب به همهء آنها مىگويد : « أعتقتكم » ، درحالىكه مىتوانست با عتق واحد ، تنها يكى از اينان را آزاد كند . يا مثلًا مولا به عبدش مىگويد :
« ليوان آب بياور » بدون اينكه مسألهء مرّه يا وجود واحد در كار باشد . حال عبد ، گاهى مىرود يك ليوان آب مىآورد و گاهى مىرود يك سينى مشتمل بر ده ليوان آب مىآورد و در محضر مولا قرار مىدهد . اينها را وجودات و افراد عَرْضيه مىنامند . امّا گاهى وجودات متعدّد ، به صورت تدريجى ايجاد مىشوند . اوّل يك فردى را ايجاد مىكند ، بعد فرد دوم را و سپس فرد سوم را . . . كه از آن به وجودات و افراد طوليه تعبير مىكنند .
بحث اوّل : وجودات عَرْضى متعدّد
بدون شك اگر مكلّف در يك عمل ، وجودات متعدّدى از افراد مأمور به را ايجاد كند ، امتثال حاصل شده است . جايى كه يك فرد موجب تحقّق امتثال باشد ، ايجاد ده فرد به طريق أولى موجب تحقّق امتثال است . بنابراين در اصل تحقّق امتثال ، بحثى نيست . بحث در اين است كه آيا در اينجا يك امتثال تحقّق پيدا كرده يا اينكه به حسب تكثر افراد ايجاد شده ، امتثال هم متعدّد مىشود ؟ نتيجهء وحدت و تعدّد امتثال ، مسئله استحقاق ثواب است . اگر امتثالْ اتصاف به وحدت پيدا كرد ، به مكلّف يك ثواب داده مىشود و اگر متعدّد شد ، ثواب هم متعدّد مىشود . در اينجا سه نظريه وجود دارد :