تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 479

مساهمون:

ص٤٧٩
درحالىكه ما وقتى به كتاب لغت مراجعه مىكنيم مىبينيم معناى « وجود » به هيچ عنوان در هيئت « افعل » مطرح نيست . خواه مفاد هيئت « افعل » را « طلب » بدانيم يا « بعث و تحريك اعتبارى » . جهت دوم : امام خمينى رحمه الله در ارتباط با اصل مسئله - كه نزاع در مرّه و تكرار ، مربوط به هيئت باشد - اشكال مهمّى را مطرح كردند و آن اشكال اين بود كه اگر ما قيد وحدت و تكرار را در ارتباط با مفاد هيئت بدانيم ، لازم مىآيد نسبت به هيئت - كه يك معناى حرفى است - دو لحاظ ( آلى و تبعى ) صورت بگيرد درحالىكه معانى حرفيه ، لحاظشان تبعى است نه آلى . در نتيجه بايد در ارتباط با يك هيئت ، ما معنا را هم به صورت لحاظ آلى و تبعى ملاحظه كرده باشيم و هم - با توجه به اينكه مىخواهد مقيّد به وحدت و تكرار شود - به صورت لحاظ استقلالى ملاحظه كرده باشيم . ما گفتيم : تقييد معناى حرفى و دو لحاظ در مورد آن مانعى ندارد ولى در صورتى كه در دو كلمه باشد . در « ضربت زيداً يوم الجمعة » گفتيم : « يوم الجمعة » قيد براى اسناد ضربْ به متكلّم است . اسناد ضرب به متكلّم ، يك معناى حرفى است و اين معناى حرفى مقيّد به « يوم الجمعة » شده است . ولى درعين حال ، مانعى ندارد ، زيرا وقتى مىگويد : « ضربتُ » ، هيئتْ ، همان معناى حرفىِ آلت براى غير را دارد امّا وقتى به « يوم الجمعة » مىرسد ، همان معناى آلت براى غير را به صورت استقلالى لحاظ مىكند و چون دو كلمه است ، دو زمان است ، مانعى ندارد كه در يك زمان به صورت آلت براى غير لحاظ شود و در زمان ديگر به صورت استقلالى . امّا در هيئت افعل ما دو لفظ نداريم ، بلكه يك هيئت داريم و اين امكان ندارد كه در مقام استعمال ، هم مشتمل بر لحاظ تبعى و هم مشتمل بر لحاظ آلى باشد . بله اگر يك لحاظ در ارتباط با هيئت و يكى در ارتباط با مادّه بود ، امكان داشت ولى در اينجا فقط هيئت مطرح است . اين اشكال را امام خمينى رحمه الله در ارتباط با اينكه اصل نزاع مرّه و تكرار مربوط به