اطلاق ، مىتوانيم تعيينى بودن واجب را استفاده كنيم ، زيرا واجب تعيينى داراى وجوب مطلق و واجب تخييرى داراى وجوب مقيّد است و چون در كلام مولا قرينه بر تقييد وجود ندارد ، لذا ما از راه اطلاق ، تعيينى بودن واجب را استفاده مىكنيم . « 1 » اين كلام مرحوم آخوند نيز به زودى مورد بررسى قرار خواهد گرفت .
جهت سوّم : دوران امر بين وجوب عينى و وجوب كفائى
اگر وجوب چيزى براى ما مسلّم باشد ولى امر دائر باشد بين اينكه وجوب آن به نحو عينى باشد يا به نحو كفائى ، آيا راهى براى تعيين يكى از اين دو وجود دارد ؟ مرحوم آخوند مىفرمايد : در اينجا نيز ما مىتوانيم از اطلاق استفاده كنيم ، زيرا واجب عينى داراى وجوب مطلق و واجب كفائى داراى وجوب مقيّد است و آن قيد اين است كه ديگران ، اين واجب را نياورده باشند . تجهيز ميت ، در صورتى براى ما واجب است كه ديگران اقدام به انجام آن نكرده باشند ، امّا اگر ديگران اقدام به چنين كارى كرده باشند ، براى ما وجوبى نخواهد داشت . در نتيجه اگر مقدّمات حكمت تمام بود و كلام مولا اطلاق داشت ، ما مىتوانيم از راه اطلاق ، عينيت واجب را استفاده كنيم . « 2 »
بررسى كلام مرحوم آخوند
ما در بعضى از مباحث گذشته ، شبيه اين مطلب را داشتيم و جوابى هم نسبت به آن مطرح كرديم . ما از مرحوم آخوند سؤال مىكنيم : اگر واجب نفسى ، واجب مطلق و واجب غيرى ،
هامش
( 1 ) - كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 116
( 2 ) - كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 116