1 - اطلاق لفظى مربوط به لفظ است و يكى از اصول لفظيّه به حساب مىآيد ولى اطلاق مقامى ربطى به لفظ ندارد و جزء اصول لفظيّه به حساب نمىآيد . 2 - در اطلاق لفظى ، مولا در مقام بيان حكم است ، يعنى مولا جملهء انشائيه صادر مىكند و اگر هم در ظاهرْ جملهء خبريه باشد ولى باطنش جملهء انشائيه است . جملهء « لا صلاة إلّا بطهور » اگرچه در ظاهر ، جملهء خبريّه است ولى باطن آن جملهء انشائى است و به معناى « يشترط في الصلاة الطهور » مىباشد . امّا در اطلاق مقامى ، شارع به عنوان انشاءكننده و حاكم مطرح نيست بلكه به عنوان مخبر صادق و شخص مطّلع بر واقعيات مطرح است . او مىداند صلاتى كه معراج مؤمن است چه خصوصياتى دارد ، صلاتى كه قربان كلّ تقى است چه خصوصياتى دارد . لذا در اطلاق مقامى ، انشاء و حكم به هيچ صورتى - نه به صورت نفسيت و نه به صورت غيريت - مطرح نيست . 3 - در باب مطلق و مقيّد ، وقتى شرايط تمسّك به اطلاق لفظى ( / مقدّمات حكمت ) را ذكر مىكنند ، اولين شرط آن عبارت از اين است كه مولا در مقام بيان باشد نه در مقام اهمال و اجمال ، در آنجا مىگويند : « اگر مولا گفت : ( أقيموا الصلاة ) اين داراى سه حالت است : الف : يك وقت ما از خارج احراز كردهايم كه مولا در مقام بيان است و مىخواهد چيزهايى را كه در مأمور به دخالت دارد بيان كند . ب : يك وقت از خارج احراز كردهايم كه مولا در مقام بيان نيست ، بلكه مىخواهد به نحو اجمال روى وجوب اقامهء صلاة تكيه كند . امّا اينكه صلاة چيست ؟ خصوصيات معتبر آن كدام است ؟ مولا در مقام بيان اينها نيست . ج : گاهى ما شك مىكنيم كه آيا مولا در مقام بيان است يا نه ؟ در اين صورت ، عقلاء بنا مىگذارند بر اينكه مولا در مقام بيان بوده است . بنابراين از سه صورتى كه گفتيم ، فقط يك صورت است كه مقدمات حكمت تمام نيست و آنجايى است كه ما از خارج احراز مىكنيم كه مولا در مقام بيان نيست ولى در دو صورت ديگر ، مقدّمات حكمت تمام است . در اطلاق لفظى مسئله به اين صورت است .
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 377
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٣٧٧