ادلّهء قائلين به استحالهء بالغير اخذ قصد قربت در متعلّق امر
كلام مرحوم آخوند
از كلام مرحوم آخوند استفاده مىشود كه ايشان معتقد است اخذ قصد قربت در متعلّق امر ، استحالهء بالغير دارد . ايشان وقتى مسئله را مطرح مىكند ، مدّعاى خود را در قيافهء استحالهء ذاتى مطرح مىكند ولى از دليلى كه اقامه مىكند ، استحالهء بالغير استفاده مىشود . مرحوم آخوند در مدّعاى خود اينگونه تعبير مىكند : « لاستحالة أخذ ما لا يكاد يتأتّى إلّا من قبل الأمر بشيء في متعلّق ذاك الأمر » . اين بيان ، قدرى ظهور در مسألهء دور و تقدّم شىء و تأخّر آن در آنِ واحد دارد و اين مساوق با استحالهء ذاتى است . ولى وقتى دليل اقامه مىكند مىفرمايد : اگر قصد الأمر در مكلّف به ( / متعلّق ) اخذ شود و در رديف ساير اجزاء و شرايط قرار گيرد ، مكلّفْ قادر بر امتثال نخواهد بود . دليل اين مطلب - با توضيح ما - اين است كه تكليف به غير مقدور محال است ولى نوع استحالهء آن ، استحالهء بالغير است ، يعنى چون مكلّف ، قدرت بر امتثال ندارد ، تكليفْ محال مىشود ، مثل استحالهء معلول بدون علت كه استحالهء بالغير است . بنابراين در دليل مرحوم آخوند استحالهء بالغير مطرح شده است . سپس مرحوم آخوند در مقام اثبات اين مطلب برمىآيد كه چرا مكلّف ، قدرت بر امتثال ندارد ؟ ممكن است كسى بگويد : در مقام تعلّق امر و جعل حكم ، تصور مأمور به كافى است و نيازى به تحقق خارجى آن نيست ، بلكه اصولًا نبايد وجود خارجى داشته باشد .
و همانطور كه مولا در مقام جعل حكم ، مأمور به را تصوّر مىكند ، و بعد از آن ، امر را متوجّه اين مأمور به مىسازد ، مىتواند قصد الأمر را هم تصور كند . تصور قصد الأمر ، نيازى به امر ندارد . آنچه نياز به امر دارد ، وجود خارجى قصد الأمر است . اما تصور