چگونه قصد تقرّب سبب مىشود كه ماهيتِ شستن لباس ، عوض شود ؟ پس به مجرّد اينكه انسان عملى را كه در ارتباط با خداوند است ، با قصد قربت انجام دهد ، نمىتوان آن را عبادت ناميد ، اگرچه داراى اجر و ثواب و موجب تقرّب به خداوند است . ولى چه دليلى بر عبادت بودن آن وجود دارد ؟ اين مطلب حتى در مورد واجبات نيز مطرح است ، مثلًا پرداخت زكات و خمس ، قصد قربت لازم دارد و اگر كسى اين دو واجب را بدون قصد قربت انجام دهد ارزشى ندارد . ولى نسبت به كسى كه در مسجد نماز مىخواند گفته مىشود : « اين شخص مشغول عبادت است » اما اگر نزد مرجع تقليد نشسته و مشغول پرداختن خمس يا زكات است گفته نمىشود : « اين شخص مشغول عبادت است » ، با اينكه در اينجا هم قصد قربت تحقّق دارد .
درحالىكه اگر ملاك صدق عنوان عبادت ، وجود قصد قربت باشد ، در هر دو وجود دارد . و يا اگر كسى مشغول تطهير لباس خود باشد و قصد قربت هم دارد آيا مىتوانيم بگوييم :
« اين شخص مشغول عبادت است » ؟ خير ، عبادت و پرستش داراى معنا و مفهوم خاصى است كه بهطور اجمال براى ما قابل فهم است . ما هرجا اطاعت باشد ، به خودمان اجازه نمىدهيم كه كلمهء عبادت را به كار ببريم . ولى در بعضى جاها كلمهء عبادت بهكارمىرود ، مثل : نماز ، روزه ، حجّ و . . . . ولى آيا اين خصوصيتى كه در عبادت وجود دارد از چه راهى ثابت مىشود ؟ يكى از راههاى اساسى آن اين است كه خود شارع از آن به عبادت تعبير كرده باشد . بعضى گفتهاند : بعضى از افعال ، ذاتاً عبادت مىباشند ، مثل سجده كردن در مقابل غير كه ملازم با عبادت غير است . اگر سجده در مقابل خدا باشد ، عبادت خدا و اگر در مقابل بت باشد ، عبادت بت بهحساب مىآيد . و لازم نيست دليلى بيايد و عبادت بودن سجده را ثابت كند . ولى مسئله به اين صورت نيست . در ذات سجود ، مسألهء عباديت و عبوديت ، نهفته نيست . شاهد اين مطلب اين است كه خداوند متعال به ملائكه امر كرد كه در مقابل
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 285
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٢٨٥