2 - آيا قصد قربت مىتواند در رديف ساير اجزاء و شرايط در مأمور به قرار گيرد ؟ « 1 » ولى به حسب ظاهر ، وجهى براى اين معنا بهنظر نمىرسد ، زيرا ساير مباحث مطرح شده در بحث تعبدى و توصّلى نيز داراى اهميت بوده و بايد مورد بحث قرار گيرند و اينگونه نيست كه مسألهء شك در تعبديت و توصليت - كه عنوان بحث مرحوم آخوند است - اهميت بيشترى نسبت به ساير مباحث داشته باشد .
بحث اوّل : تقسيم واجب به تعبدى و توصّلى
آنچه در كلمات اصوليين ملاحظه مىشود اين است كه در ارتباط با اين تقسيم ، دو نكته وجود دارد : نكتهء اوّل : اين تقسيم - به حسب ظاهر كلمات فقهاء - تقسيمى ثُنائى است و شقّ سوم براى آن وجود ندارد . نكتهء دوم : اين دو عنوان ، مقابل هم قرار گرفتهاند كه از يكى از آنها به واجب تعبّدى و از ديگرى به واجب توصّلى تعبير مىشود . به عنوان مقدمه بايد مطلبى را مطرح كنيم تا با توجه به آن مطلب ، معلوم گردد كه جمع بين اين دو نكته در عبارات اصوليين ، صحيح نيست يعنى ما نمىتوانيم از طرفى تقسيم را ثُنائى بدانيم و از سويى عنوان طرفين را بهصورت تعبّدى و توصّلى مطرح كنيم ، بلكه از يكى از اين دو نكته بايد صرفنظر كرد . يا بايد تقسيم را « ثلاثى » بنماييم « 2 » و يا بهجاى عنوان « تعبّدى » عنوان ديگرى قرار دهيم . آن مطلب - كه بهعنوان مقدّمه است - اين است كه : به حسب ظاهر و به حسب دلالت لغت ، كلمهء تعبّد ، در رابطه با عبادت است .
هامش
( 1 ) - كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 107 - 109
( 2 ) - كه بعداً مطرح خواهيم كرد .