تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 283

مساهمون:

ص٢٨٣
عبادت چيزى است كه در فارسى از آن به « پرستش » تعبير مىكنيم . آيا - به حسب آنچه در ذهن ما مرتكز است - مجرّد اين كه انسان عملى را با قصد قربت انجام دهد ، موجب تحقّق عبادت است ؟ به‌عبارت ديگر : درست است كه عمل توأم با قصد قربت ، موجب قرب إلى اللَّه است ولى آيا از هر چيزى كه موجب تقرب شود ، مىتوان به « عبادت » تعبير كرد ؟ عبادت ، در لغت ، داراى معناى وسيعى است و هميشه كلمهء اللَّه به دنبال آن آورده نمىشود ، لذا مردم زمان جاهليت نيز بت‌ها را عبادت مىكردند اگرچه اين عمل آنها شرك و حرام بوده ولى بالاخره از نظر ماهيت ، عبادت بوده است . حتى در مورد شرك نيز گفته مىشود : شرك بر سه قسم است : شرك در ذات ، شرك در فعل و شرك در عبادت . و چيزى كه مردم زمان جاهليت گرفتار آن بودند ، شرك در عبادت بود . آنها در ذات خداوند ، هيچ شركى قائل نبودند ، در فعل هم ، مشرك نبودند ( و لئن سَألْتَهُم مَنْ خَلَقَ السماواتِ و الأرضَ ليقولُنّ اللَّهُ ) « 1 » يعنى علاوه بر اينكه شرك در ذات قائل نبودند ، شرك در فعل هم قائل نبودند ، ولى در مقام عبادت ، گرفتار شرك بودند و بت‌پرستى مىكردند . چيزى كه كلمهء توحيد - يعنى ( لا إله إلّا اللَّه ) - برآن دلالت مىكند ، همين توحيد در عبادت و نفى معبوديت غير خداوند است . لذا شما « إله » را به « معبود » معنا مىكنيد و مىگوييد : ( لا إله إلّا اللَّه ) يعنى « لا معبود إلّا اللَّه » . يعنى در مقام عبادت ، تنها كسى كه شايستگى پرستش و عبادت را دارد ، خداوند متعال است . اما اين بدان معنا نيست كه پرستش بت ، داراى عنوان عبادت نباشد ، خير ، در اينجا هم عنوان عبادت تحقّق دارد ولى عبادتى است كه شرك است . زيرا اين عمل ، شركت در عبادت است . بنابراين ، اضافهء عبادت به بتها ، به نحو مَجاز نيست ، بلكه به نحو حقيقت است ولى عبادت و پرستشى است كه داراى عنوان شرك بوده و حرام است . حال ما با قطع‌نظر از مضاف اليه كلمهء عبادت ، مىخواهيم خودِ كلمهء عبادت را مورد بررسى قرار دهيم و ببينيم آيا در مفهوم عبادت ، خصوصيتى زايد بر تقرّب به شخص يا
هامش
( 1 ) - لقمان : 25
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 283 | الشيخ فاضل اللنكراني