تعبّدى و توصّلى
مرحوم آخوند عنوان اين بحث را شك در تعبّدى و توصّلى بودن يك واجب قرار داده است . يعنى اگر احراز كرديم چيزى واجب است ولى براى ما معلوم نشد كه « آيا اين واجب ، واجب تعبّدى است يا واجب توصّلى » ؟ در اينجا چه بايد كرد ؟ آيا مىتوان به اطلاق - لفظى يا مقامى « 1 » - تمسك كرده و توصّلى بودن را استفاده كرد ؟ و اگر دست ما از اطلاق كوتاه شد و نوبت به اصل عملى رسيد ، آيا مقتضاى اصل عملى ، برائت از تعبديت است و اتيان واجب ، بهصورت توصّلى ، كفايت مىكند يا اينكه مقتضاى اصل عملى ، اشتغال است و لازمهء اصالة الاشتغال اين است كه بايد جهت تعبّديت رعايت شود ؟ « 2 » مرحوم آخوند قبل از شروع بحث ، مطالبى را بهعنوان مقدّمه مطرح مىكند ، اين مطالب عبارتند از : 1 - معناى تعبدى و توصّلى چيست و فرق بين واجب تعبدى و واجب توصّلى كدام است ؟
هامش
( 1 ) - فرق بين اطلاق لفظى و مقامى را در ضمن همين بحث بيان خواهيم كرد .
( 2 ) - كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 107