تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١
معنا در همه جا تحقق دارد ولى دواعى آن فرق مىكند : يك وقت داعىِ ثبوتِ نسبت بين فعل و فاعل ، عبارت از اعلام و اخبار - به كسى كه جاهل به آن نسبت است - مىباشد ، مثل اكثر جملات خبريّه . گاهى هم داعى ثبوت نسبت بين فعل و فاعل ، عبارت از بعث و تحريك اعتبارى است ، يعنى جملهء خبريّه را مىگويد تا مخاطب را بعث و تحريك كند به طرف آن چيز . ايشان مىفرمايد : بعث و تحريك به اين كيفيت ، مؤكّدتر و قوىتر از بعث و تحريكى است كه از هيئت افْعَلْ استفاده مىشود ، زيرا بعث و تحريك به اين كيفيت ، معنايش اين است كه آن‌قدر مولا نسبت به اين مأمور به اهميت قائل است كه گويا خبر مىدهد : من دارم مىبينم كه اين مأمور به در خارج محقّق است و نسبت بين فعل و فاعل - يعنى مكلّف - تحقق دارد . در نتيجه ، اين تعبيرات در همان معناى اوّلى خودشان - يعنى ثبوت نسبت بين فعل و فاعل - استعمال شده‌اند و اختلاف بين خبر و انشاء در ارتباط با داعى صدور هريك از اين جملات است . اين مطلب ، نظير همان چيزى است كه مرحوم آخوند در ارتباط با استفهامات قرآنى مطرح كرد . ايشان عقيده داشت : همهء ادوات استفهام ، در استفهامات انشائى ايقاعى استعمال مىشوند ولى دواعى فرق مىكند : يك وقت داعى آن عبارت از جهل سؤال‌كننده است و يك وقت داعى آن علاقه به صحبت كردن با كسى است ، مثل اينكه خداوند از حضرت موسى عليه السلام پرسيد : ( و ما تلك بيمينك يا موسى ) « 1 » . اينجا هم همين‌طور است .
هامش
( 1 ) - طه : 17