تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 260

مساهمون:

ص٢٦٠
خبريّه‌اى كه در مقام بيان حكم است ، غير از جمل خبريّهء معروف است . جمل خبريّه معروف در مقام اخبار مىباشند . متكلّم مىخواهد واقعيتى را كه عالم به آن است در اختيار مخاطبى كه نسبت به آن ناآگاه است قرار دهد . ولى در ما نحن فيه وقتى امام عليه السلام مىفرمايد : « يعيد صلاته » بدون ترديد در اين مقام نيست كه بخواهد مخاطب را از واقعيتى كه در آينده اتفاق مىافتد ، آگاه كند . خير ، مفاد اين‌گونه جملات ، بدون شك ، عبارت از بيان حكم است و اين مسئله ، مفروغ عنه است .

موضوع بحث

بحث در اين است كه آيا همان گونه كه هيئت افْعَلْ ، ظهور در وجوب دارد ، اين‌گونه جملات نيز ظهور در وجوب دارند يا نه ؟ و اگر ظهور در وجوب دارند ، آيا منشأ اين ظهور چيست ؟

نظريهء مرحوم آخوند

مرحوم آخوند مىفرمايد : جملات خبريّه‌اى كه در مقام بيان حكم مىباشند ، نه تنها ظهور در وجوب دارند بلكه ظهورشان در وجوب ، قوىتر از ظهور هيئت افْعَلْ در وجوب است . ايشان براى اثبات مدّعاى خود مىفرمايد : جملهء خبريّه‌اى كه در مقام انشاء حكم است ، در همان معنايى استعمال شده است كه ساير جملات خبريّه استعمال شده‌اند . معنايى كه بين هر دو مشترك است عبارت از « ثبوت نسبت در واقع » - در جملهء موجبه - و « عدم ثبوت نسبت در واقع » - در جملهء سالبه - است . در جملهء فعليه مىخواهيم نسبتى را بين فعل و فاعل اثبات كنيم « 1 » . اين
هامش
( 1 ) - تذكر : جملهء فعليّه غير از قضيّهء حمليّه است . در قضيّهء حمليه - همان‌طور كه بحث كرديم - نسبتى وجود نداشت بلكه ملاك در حمل ، همان اتحاد و هوهويت بود . قضيّهء حمليه مىخواهد بين موضوع و محمول ايجاد هوهويت و اتحاد كند و نسبت ، مغاير با اتحاد است . امّا در جملات فعليّه ، مسألهء اتحاد و هوهويت مطرح نيست ، بلكه مسألهء فعل و فاعل و نسبتى كه بين فعل و فاعل تحقق دارد مطرح است . اين نسبت ، اگر در زمان گذشته باشد ، از آن به ماضى و اگر در زمان حال يا استقبال باشد ، به مضارع تعبير مىشود .